تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
( گر توان دارى ، بجاى آور كه غفلت باطل است * اين مرام دلنشين ، دلخواه مرد عاقل است ) ( از شتاب ، افراط زايد بر حذر شو بر حذر * سستى هم تفريط آرد ، دور تر شو دور تر ) ( ناهيا ) افراط و تفريط از خصال جاهل است * دور تر باشد ز هر دو آنكسى كه عاقل است
حديث از معصوم ( ع ) ( ما رايت الجاهل الّا مفرطا او مفرّطا نديدم جاهل را مگر در افراط يا تفريط

حكمت 356 قال عليه السّلام : ( دربارهء پرسش بيهوده )

دانش از دانا بپرس و در دل اندر زنده‌دار * پايهء دانائى خود را بگردان استوار 1 آنچه بر كارت نمىآيد چه پرسى بىسبب * ( آن شود بر بحث فرضيّات و غيره منتسب ) گر به فطرت بهر تحصيل معانى مايلى * جستجو كن ، علم‌هائى را كه بر آن جاهلى ( از شريعت پرس و احكام و امور اقتصاد * تا بدين‌سان بر علوم خويش بخشى ازدياد ) پرسشى كه هيچ بر كارت نيايد ترك كن * ( ناهيا ) كارى كه انجامش نبايد ترك كن

حكمت 357 قال عليه السّلام : ( در ترغيب به بعضى از صفات پسنديده )

ساعتى انديشه كردن با بصيرت در معاد * به كه يابد سجدهء هفتاد ساله امتداد 1 فكر را آئينهء صاف و مطهّر گفته است * ( از ركوع و سجده افزون فراتر گفته است ) ( چونكه در آئينه صاف و مصفّا همچو نور * ديدگان بينند اشياء را ، به غير از چشم كور )