حكمت 350 قال عليه السّلام : ( در ترغيب به سپاسگزارى و شكيبائى )
خوف داريد آن چنان كه وقت نقمت « 1 » از خدا * خوف بايد همچنان هنگام نعمت از خدا
1 در مشيّت ، از شما دارد خداوند اين نظر * تا كه در نعمت شما را ديده باشد در حذر
آن چنان باشيد در هنگام نعمت ترسناك * كاحتمالا مىكشد سوى جحيم هولناك
( اين سجيّه لازم است آويژه « 2 » گردد در قلوب * تا بدينسان نفس را پرهيز باشد از ذنوب )
2 آن كسى كه باشد او را نعمت اندر دست بيش * ليك آن را سهل پندارد باستدراج « 3 » خويش
آن زمان ايمن شود از وضع بعد از مرگ خويش * دور ماند همچو از تحصيل زاد و برگ خويش
و آن كسى كه تنگدستى را نبيند امتحان * آن زمان از كف دهد پاداش خود را رايگان
گر شكيبائى مر او را نيست در اين امتداد * بيگمان پاداش و اجر صبر را از كف نهاد
حقّ معبود از عباد خويش شكر نعمت است * ( ناهيا ) گر شكر نعمت نيست جايش نقمت است
حكمت 351 قال عليه السّلام : ( در دورى از خواهش نفس )
نفس اگر تهذيب گردد مطمئنه بر خداست * ورنه از حيوان فروتر بر عقوبت مبتلاست
1 اى گرفتار هواى نفس سركش باز ايست * راز افراط تمايل ، بر چنين غداّره چيست
آن كه دل بسته به دنيا مىنترسد از كسى * جز كه پوشد بر تن از غمّ و مصيبت ملبسى
( جان او را مىگزد ، دندان تيز غمّ و آه * مىكند آشفته ، حالش را مصيبت با نگاه )
( اى گرفتاران ، چرا از نفس سركش پيروى * از چه شد فرط گرايش بر سبيل كجروى ) ؟
هامش
( 1 ) نقمت مقابل نعمت
( 2 ) آويژه خاصّ و خالص
( 3 ) استدراج تدريجا به كيفر گرفتار شدن