حكمت 344 قال عليه السّلام : ( دربارهء زن و فرزند )
از ره سازندگى فرمود امام ( ع ) مستطاب * بر يكى از زمرهء ياران نزديك ، اين خطاب
1 اكثر كارت نباشد بر مراد اهل بيت * ( بلكه بايد تا حدودى كرد ، ياد اهلبيت )
اهل بيت تو اگر از اولياء ايزدند * ايزد منّان نمىخواهد بايشان از گزند
( بلكه آنها را رساند بر كمال استواء « 1 » * شايد از آن هم فراتر بر مقام اعتلاء )
يا اگر باشند جزو دشمنانى بر خدا * باشد اندوه تو بر اين تيره بختان ناروا
پس ترا امداد اين دشمن به كيفر منتهى است * ( ناهيا ) اين طرز رفتار ، از وظيفه كوتهى است
حكمت 345 قال عليه السّلام : ( دربارهء عيب جوئى )
عيب خود را ابتداء اصلاح گردان بعد از آن * ديگرى را خردهگير ، اى خوش سجيّه ، با همان
1 اكبر العيب آن بود كه عيب گيرى از فلان * حال آنكه مثل آن را نيز دارى در نهان
مانع خود باش در منكر ، برفع عيب خويش * نى كه باشى ديگران را ، و نمائى « 2 » طيب خويش
( عيب رندان گر كنى اوّل به عيب خود نگر * بعد از آن پرداز ، بر اصلاح عيب آن دگر )
( ناهيا ) عيب كسان اصلاح گردد با سخن * شرط آنكه خود نپوشى از تنزه پيرهن
حكمت 346 قال عليه السّلام : ( دربارهء تهنيت گوئى به تولّد فرزند )
گر سخن دارى بكس ، پيش امام خود مگو * گر بگوئى ، اى مرا فرزند خواهر ، گو نكو
هامش
( 1 ) استواء راستى و اعتدال
( 2 ) نمائى نشان دهى