حكمت 348 به حضرت گفتند اگر باب خانه را به روى مردى ببندند روزى او از كجا مىآيد ؟
رستگاران را طريق رهنمائى بسته نيست * بر رخ روزى رسان باب سرائى بسته نيست
1 از على پرسيده شد روى تعلّم اين سؤال * تا بيابند از حضور او جواب ايدهآل
گر مقفّل بوده باشد روى فردى بابدار * رزق او را از چه بابى مىرساند كردگار ؟
گفت حضرت در خور روزى و زاد و برگ او * مىرساند از همان بابى كه آيد مرگ او
( ناهيا ) پيش از اجل روزى فراهم مىشود * آن درى كه رزق وارد شد اجل هم مىشود
حكمت 349 حضرت ، گروهى را كه شخصى از آنها مرده بود تسليت مىفرمود
دسته دسته رفتهاند از دهر ، ما هم مىرويم * دير يا زود از پى هم يا كه با هم مىرويم
1 از گروهى كه كسى از بين ايشان مرده بود * قطب عالم با شكيبائى تسلّى مىنمود
بينشان فرمود در آئين شناسى آن جناب * همره اندرز نيكو و بسنده اين خطاب
مرگ او نى با شما آغاز گشت و نى تمام * سرنوشت هر كسى با مرگ يابد اختتام
آن كه مرده از شما گاهى سفر هم مىنمود * فرض داريد از سفرهايش يكى هم مرگ بود
او اگر از آن سفر آمد ، بسويش مىرويد * گر نيامد لا جرم بر جستجويش مىرويد
( هر كسى با اين روند از خانهء خود خارج است * فطرت است و بين مردم قاهرانه رايج است )
( ناهيا ) بر اين سفر آماده هستم روز و شب * آنچنان كه اضطرابم منع كرده از طرب