تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥

حكمت 348 به حضرت گفتند اگر باب خانه را به روى مردى ببندند روزى او از كجا مىآيد ؟

رستگاران را طريق رهنمائى بسته نيست * بر رخ روزى رسان باب سرائى بسته نيست 1 از على پرسيده شد روى تعلّم اين سؤال * تا بيابند از حضور او جواب ايده‌آل گر مقفّل بوده باشد روى فردى باب‌دار * رزق او را از چه بابى مىرساند كردگار ؟ گفت حضرت در خور روزى و زاد و برگ او * مىرساند از همان بابى كه آيد مرگ او ( ناهيا ) پيش از اجل روزى فراهم مىشود * آن درى كه رزق وارد شد اجل هم مىشود

حكمت 349 حضرت ، گروهى را كه شخصى از آنها مرده بود تسليت مىفرمود

دسته دسته رفته‌اند از دهر ، ما هم مىرويم * دير يا زود از پى هم يا كه با هم مىرويم 1 از گروهى كه كسى از بين ايشان مرده بود * قطب عالم با شكيبائى تسلّى مىنمود بين‌شان فرمود در آئين شناسى آن جناب * همره اندرز نيكو و بسنده اين خطاب مرگ او نى با شما آغاز گشت و نى تمام * سرنوشت هر كسى با مرگ يابد اختتام آن كه مرده از شما گاهى سفر هم مىنمود * فرض داريد از سفرهايش يكى هم مرگ بود او اگر از آن سفر آمد ، بسويش مىرويد * گر نيامد لا جرم بر جستجويش مىرويد ( هر كسى با اين روند از خانهء خود خارج است * فطرت است و بين مردم قاهرانه رايج است ) ( ناهيا ) بر اين سفر آماده هستم روز و شب * آنچنان كه اضطرابم منع كرده از طرب