تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
1 داد مردى مرد ديگر را حضور آن امام * از طريق تهنيت گوئى ، نويدى با پيام بر تو آن فرزند فارس « 1 » بس گوارا باشدى * در بزرگى يك سوار چست و پويا باشدى
اين جمله ، در جاهليّت براى ميمنت و كاميابى نوزاد شعار و فال نيكى بود ، لذا امام ( ع ) من باب ارشاد و راهنمائى فرمود .
در خصوص شاد باش تازه نوزاد آن مگو * بلكه روى خيرخواهى و تحيّت اين بگو ايزد بخشنده را دارم سپاس مستمر * چونكه بخشيده ترا از راه رحمت اين پسر مقدمش بر تو مبارك ، خيرش افزودن با دو بيش * با چنين نوزاد تازه نعمت افزون داد و بيش خالق جان آفرين او را رساند بر كمال * از وجودش بهره بردارى بحدّ ايده‌آل اين دعا را بر تو هم گويند ياران ( ناهيا ) * تا كه انسال تو باشد اهل ايمان ناهيا

حكمت 347 قال عليه السّلام : ( در خصوص كاشانهء بزرگ يكا از عمّال خويش )

در نهان گر سيم و زر دارى بر آرد سر برون * روزگارى هم بماند ، پاى ديوار اندرون خارج آور اى پدر بر خير و نيكى از درون * داده‌اند اين مال و ثروت جمله بهر آزمون 1 مردى از عمّال او بر خود تدارك ديده بود * خانه‌اى را و بساط زندگانى چيده بود در غناء او چنين فرمود مير مستطاب * سر برون كردند در همهاى پنهان در حجاب خانهء حاضر غنايت را گواهى مىكند * گر سخى باشى و باذل « 2 » خيرخواهى مىكند ( ناهيا ) در شأن خود بايد بنائى ساختن * ورنه باشد خويشتن را بر زخارف باختن
هامش
( 1 ) فارس اسب سوار ( 2 ) باذل بخشنده و بذل كننده