غير از آنجا كه ضرورت پا گذارد در ميان * ( آن زمان گفتار ديگر نيز آور بر ميان )
ره گشودم ( ناهيا ) با پند نيكو بر هدف * پند گويانرا كمال آموز ديدم ، در شرف
حكمت 342 قال عليه السّلام : ( دربارهء ستمگر )
ظلم كم كن ، ظالمان در چنگ سخت كيفرند * بار سنگين مجازات و عقوبت مىبرند
1 ياددارم از على ( ع ) ضمن نصيحت اين مقال * بود و هست اين سه علامت ظالمان را از رجال
اوّلى اهل ستم باشد به ايزد با گناه * دوّمى با چيرگى بر زير دست بىپناه
سوّمى آن ظالمى كه ظالمانرا ياور است * ( ناهيا ) اهل ستم مقهور خشم داور است
حكمت 343 قال عليه السّلام : ( دربارهء خوشى و سختى )
مىرسد روز فراخى ، در دل اندر غم مدار * جهد و كوشش را براى رهگشائى كم مدار
1 در پى هر مشكلى روز گشايش مىرسد * ( بهر هر خواهان عزّت ، آزمايش مىرسد )
باز گردد حلقههاى ضيق و عسرت لا جرم * ( ليك بايد ، استقامت كرد در هر رنج و غم )
( گر دل از سختى به تنگ آمد اميدش با خداست * نيّت پاك ، اندرين عزم مساعد رهنماست )
( گر دلى حاجات خود را استجابت « 1 » مىكند * پس ، خداى مهربانش نيز اجابت مىكند )
سختى و تنگى نخواهد ماند ( ناهى ) غم مخور * مىرسد روز گشايش از الهى غم مخور
هامش
( 1 ) استجابت قبولى چيزى را خواستن