( مىكنند او را عموم خلق و خويشان ائتمان * مىستايندش باوصافى كه در او نيست آن )
( ليك اگر برگشت از وى برترى و بخت او * مىرسد از راه محنت ، روزگار سخت او )
گر چه او اهل خرد باشد ، صبور و پارسا * ( ناهيا ) او را گمان دارند مردم بينوا
حكمت 333 قال عليه السّلام : ( دربارهء فقر و غنا )
پاكدامن باش ، گر چه تنگدستى ، غم مخور * تنگدستى به بود با حق پرستى ، غم مخور
1 زينت فقر است عفّت بر فقيران مژدهاى * از كمال آيد بزرگى بر حقيران مژدهاى
گر توانى كه بجاى آرى سپاس اقتدار * زينت قدرت شمار آيد بپيش كردگار
زين « 1 » فقر و تنگدستى گر چه عفّت بود و هست * زين ثروتمندى انسان سپاس ايزد است
( گر فقيرى از گناه و ظلم باشد بر حذر * مىستايند اهل استبصار و بينش سر بسر )
( گر غنى هم بر سپاس نعمت خود بر فزود * نعمتش افزون كند پروردگارش از خلود )
( تلخى و شيرينى فقر و عفاف آوردهام * بر فقير ، اين نعمت عظمى كفاف آوردهام )
اغنياء را گر سپاس نعمت افزون باشدى * ( ناهيا ) از حىّ سبحان رحمت افزون باشدى
حكمت 334 قال عليه السّلام : ( دربارهء ستمگر )
از ستم دورى گزين جانا كه روز رستخيز * بر تو امكان نيست از چنگ ستمكش بر گريز
سختتر باشد زمان داد خواهى در معاد * از زمان فرد مظلوم ، بر ظلوم « 2 » بد نهاد
هامش
( 1 ) زين زينت و آرايش
( 2 ) ظلوم ستمكاره