سيّد رضى رحمة اللّه عليه در راستاى اين حديث چنين فرمايد .
مرد ، در نابودى فرزند ، باشد بردبار * ليك ، در نابودى اموال باشد بيقرار
چون كه برگشت پسر بعد از وفات و ارتحال * امر نامقدور باشد ، غير ممكن ، يا محال
ليك از برگشت دارائى نباشد نااميد * در دل آن دارد كه گردد بار ديگر مستفيد
مرد را مرگ پسر آسانتر آيد زين كه او * ( ناهيا ) روزى شود با مرگ ثروت روبرو
حكمت 300 قال عليه السّلام : ( دربارهء دوستى )
از احاديث على ( ع ) سيصد نگارش كردهايم * بندگان را جمله بر تقوى سفارش كردهايم
صحبت از مهر و قرابت بر ميان آورد امام * جمله را بر سيرت و سنّت هدايت كرد امام
1 حبّ آباء را اساس مهر ابناء گفته است * اين چراغ عشق را تابان و رخشا گفته است
( دوستى و دشمنى ما بين آباء در جهان * ارث مىماند هميشه بين ابناء در جهان )
( آنچه باشد مايهء الفت ميان بندگان * دوستى و رأفت است و آرمان بندگان )
( خويشى و پيوندها از شاخههاى آن بود * اين درخت پرتوان بر آن محاسن ، جان بود )
2 زين جهت پيوند قومى بر مودّت احوج است * ورنه پيوند و قرابت از بناى خود كج است
دوستى را بر قرابت نيست امّا احتياج * چونكه آن از سر كمال است و سراسر ابتهاج
ابن ابو الحديد رحمة إله عليه مىنويسد و در مورد اين حديث توضيح مىفرمايد .
مىنويسد در كتاب خويش ابن بو الحديد * راد مردى كه ز علمش اهل عالم مستفيد
پرسش آمد در ميان ما ز مردمى از رجال * از طريق دقّت و كشف حقيقت اين سؤال