تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
( پيش هر فرزانه‌اى محبوب باشد مادرش * از كجا اين مهر را بيرون نمايد از سرش ) ؟ ( اين حديث پر بها را متن ديگر نيز هست * ضمن اين مفهوم روشن بطن بهتر نيز هست ) ( گر كسى را كارهاى زشت ، عادت گشته است * خلق مىگويد كه آن ، او را طبيعت گشته است ) يافته ، در او گناهان كبيره ، گسترش * ( ناهيا ) او را نخواهد بود جاى سرزنش

حكمت 296 قال عليه السّلام : ( در دستگيرى از مستمندان )

ناتوان را بر توان‌آور ، نه او را سخت‌گير * تا توان دارى و جان ، از مستمندان دستگير 1 گر ترا دستى دراز آورد اهل احتياج * ( حاجت او را بر آور ، تا بيابد ابتهاج ) او رسولى باشد از حىّ صبور و مستعان * ( تا بگيرد از تو ثروتمند و قادر ، امتحان ) ( روزى او را خداوند تعالى كم نمود * تا به پيش ديگرى بهر اعانت ره نمود ) بينوا گشت و پريشان هر كه آن را منع كرد * در نظر گويا ، خداى مستعانرا منع كرد و آن كه او را مبلغى از مال دنيا بذل كرد * مثل اين كه بر خداوند توانا بذل كرد ( در قضاء ، اين گونه باشد حكم حىّ مستعان * مىشوند اهل غنا با اهل حاجت امتحان ) دست حاجت‌گر بلند آرى بسوى كردگار * ( ناهيا ) از هيچ حاجت كم ندارى ، غم مدار

حكمت 297 قال عليه السّلام : ( دربارهء زنا )

از زنا پرهيز مىبايد ، كه قرآن گفته است * در پس ديوار آن ، ديو عقوبت خفته است ( مىشوند اهل زناء ، با سوط ايزد آشنا * مىزنند اين قوم را صد تازيانه ، بر ملا )