( پيش هر فرزانهاى محبوب باشد مادرش * از كجا اين مهر را بيرون نمايد از سرش ) ؟
( اين حديث پر بها را متن ديگر نيز هست * ضمن اين مفهوم روشن بطن بهتر نيز هست )
( گر كسى را كارهاى زشت ، عادت گشته است * خلق مىگويد كه آن ، او را طبيعت گشته است )
يافته ، در او گناهان كبيره ، گسترش * ( ناهيا ) او را نخواهد بود جاى سرزنش
حكمت 296 قال عليه السّلام : ( در دستگيرى از مستمندان )
ناتوان را بر توانآور ، نه او را سختگير * تا توان دارى و جان ، از مستمندان دستگير
1 گر ترا دستى دراز آورد اهل احتياج * ( حاجت او را بر آور ، تا بيابد ابتهاج )
او رسولى باشد از حىّ صبور و مستعان * ( تا بگيرد از تو ثروتمند و قادر ، امتحان )
( روزى او را خداوند تعالى كم نمود * تا به پيش ديگرى بهر اعانت ره نمود )
بينوا گشت و پريشان هر كه آن را منع كرد * در نظر گويا ، خداى مستعانرا منع كرد
و آن كه او را مبلغى از مال دنيا بذل كرد * مثل اين كه بر خداوند توانا بذل كرد
( در قضاء ، اين گونه باشد حكم حىّ مستعان * مىشوند اهل غنا با اهل حاجت امتحان )
دست حاجتگر بلند آرى بسوى كردگار * ( ناهيا ) از هيچ حاجت كم ندارى ، غم مدار
حكمت 297 قال عليه السّلام : ( دربارهء زنا )
از زنا پرهيز مىبايد ، كه قرآن گفته است * در پس ديوار آن ، ديو عقوبت خفته است
( مىشوند اهل زناء ، با سوط ايزد آشنا * مىزنند اين قوم را صد تازيانه ، بر ملا )