زيرك و دانا بود ، داراى قدرت در بيان * تا بيارد آرزويت را به خوبى بر بيان
باز گويد آرمانت را كه دارى در نظر * طىّ الفاظى رساتر ، بارورتر ، پر ثمر
نامهء تو ابلغ چيزيست كز تو ناطق است * گر رساتر بود و گويا ، كارساز و فائق است
( چون زبان باشد ، كه با آن مىرسانى هر سخن * پس سخن را هم ببايد پخته سازى در دهن )
( ناهيا ) ما را نكو كردى سفارش ، مرحبا * جاى قاصد ، نامهاى كردى نگارش مرحبا
حكمت 294 قال عليه السّلام : ( در ترغيببه دعا )
مبتلايانرا اگر دارى دعاى عافيت * تندرستانرا فراتر خوان براى عافيت
1 آن گرفتارى ، كه درد او را كشانده بر فغان * بينواتر نيست ز آنكه نيست از آن در امان
( هر دو محتاج دعايند از خداى مهربان * اين به بهبودى و آن هم بهر ماندن در امان )
( هيچكس ايمن نباشد از بلاى روزگار * با كسى زيرا نخواهد بود آخر ، سازگار )
قبل از اينكه ( ناهيا ) آيد نشانى از بلاء * دستها را مىگشايم عاجزانه بر دعاء
حكمت 295 قال عليه السّلام : ( در سرزنش دوستاران دنيا )
دوستان ، معذور داريدم ز شرح اين حديث * فكر بايد كرد در عنوان و طرح اين حديث
1 مردمان ، ابناى دنيايند و بر آن پايبند * جملگى با اين جبلّيّت ، انيس و سازمند
يافته ، مجموعشان در دامن آن پرورش * كس نباشد در قبال حبّ مادر ، سرزنش