تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
زيرك و دانا بود ، داراى قدرت در بيان * تا بيارد آرزويت را به خوبى بر بيان باز گويد آرمانت را كه دارى در نظر * طىّ الفاظى رساتر ، بارورتر ، پر ثمر نامهء تو ابلغ چيزيست كز تو ناطق است * گر رساتر بود و گويا ، كارساز و فائق است ( چون زبان باشد ، كه با آن مىرسانى هر سخن * پس سخن را هم ببايد پخته سازى در دهن ) ( ناهيا ) ما را نكو كردى سفارش ، مرحبا * جاى قاصد ، نامه‌اى كردى نگارش مرحبا

حكمت 294 قال عليه السّلام : ( در ترغيببه دعا )

مبتلايانرا اگر دارى دعاى عافيت * تندرستانرا فراتر خوان براى عافيت 1 آن گرفتارى ، كه درد او را كشانده بر فغان * بينواتر نيست ز آنكه نيست از آن در امان ( هر دو محتاج دعايند از خداى مهربان * اين به بهبودى و آن هم بهر ماندن در امان ) ( هيچكس ايمن نباشد از بلاى روزگار * با كسى زيرا نخواهد بود آخر ، سازگار ) قبل از اينكه ( ناهيا ) آيد نشانى از بلاء * دستها را مىگشايم عاجزانه بر دعاء

حكمت 295 قال عليه السّلام : ( در سرزنش دوستاران دنيا )

دوستان ، معذور داريدم ز شرح اين حديث * فكر بايد كرد در عنوان و طرح اين حديث 1 مردمان ، ابناى دنيايند و بر آن پايبند * جملگى با اين جبلّيّت ، انيس و سازمند يافته ، مجموعشان در دامن آن پرورش * كس نباشد در قبال حبّ مادر ، سرزنش
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 511 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى