از رفيقان تا اخو ، بر تو كدامش آرزوست * با تأنى گفت اخويم ، گر برايم بود دوست
( ناهيا ) ياران خويشى ، اضطرارا يارتست * ليك ياران صميمى اختيارا يار تست
حكمت 301 قال عليه السّلام : ( دربارهء زيركى مؤمن )
مؤمنين بر جستگانى از عباد ايزدند * از خدا بر كلّ مخلوقات عالم مسندند « 1 »
1 بر حذر باشيد از ظنّ و گمان مؤمنين * حقّ را متقن شماريد از زبان مؤمنين
حقّ را جارى نموده كردگار ذو الجلال * در زبان و منطق اين قوم نيكو از رجال
( دست خود را صادقانه از غرور دهر شست * از زبانش دور تر باشد كلام نادرست )
( بر جهان ، اين گونه فرمود آن رسول نازنين * بر روان پاك آن سرور هزاران آفرين )
( در نهاد مؤمنين ، اصل و بناى زير كيست * زيركى از بهر او ، او هم براى زير كيست )
( با نگاهى روى ظاهر پى به باطن مىبرد * از مقيم دهر فانى پى بظاعن مىبرد )
( گفتهء او را درست انگار و بر او تكيه زن * نور او را نور حق پندار و بر او تكيه زن )
( ناهيا ) او گشته از نور الوهت بهرهور * تا توانى خويش را با او بسنج و بهره بر
حكمت 302 قال عليه السّلام : ( دربارهء توكلّ به خدا )
كى شود از آستين بيرون بيايد دست كام ؟ * تا بگيرد از خدا حبل اميد و اعتصام
1 از كجا اكمال يابد قرص ايمان در عباد ؟ * گر چنان كه از نظام افتد اساس انقياد
هامش
( 1 ) مسندند آنچه اسناد مىشود