( اينهمه اندرز نيكو از امام بردبار * بهر اصلاح بشر باشد بسوى كردگار )
( ورنه حضرت را نمىيابد گناه و اشتباه * بلكه ما را بر حذر فرمود و ترسان از گناه )
( از نماز ، آن سرور عاليمقام و خيرخواه * كرد عنوانى كه آن كفّاره باشد بر گناه )
( نسل انسان گر نباشد از گناهان بر حذر * بر فراموشى برد مرگ و بقا را در نظر )
از گناهان ، شرح و توضيحى ز ( ناهى ) خواستيم * از على اندرز گفت و از معاصى كاستيم
حكمت 292 قال عليه السّلام : ( توان و قدرت لا يتناهى خداوند )
كلّ عالم ، بر خداوند توانا ظاهر است * حيف باشد آن كسى كه در بصيرت قاصر است
از على آن سرور محبوب حىّ لا يزال * بهر كشف واقعيّت ، پرسش آمد اين سؤال
( اينهمه مخلوق عالم از بزرگ و خرد و ريز * گرد مىآيند يك جا ، بامداد رستخيز )
1 پس چگونه مىرسد معبود ، در آن بامداد ؟ * گفت آنسان كه در اين دنيا به آنها رزق داد
گفته شد كى بازپرسى مىنمايد كردگار ؟ * حال آنكه ديدگان او را نبينند آشكار
گفت آن طوريكه روزى مىرساند كردگار * ليك ، چشم مردمان ، او را نه بينند آشكار
( آنچنانكه رزق و روزى مىرساند بر عباد * بازپرسى مىنمايد ، روز محشر بامداد )
ديدهء جسمى نمىبيند خدا را آشكار * ( ناهيا ) در اين ميان چشم بصيرت بازدار
حكمت 293 قال عليه السّلام : ( دربارهء پيام فرستادن )
آنچه از دور زمان بر ما خوش آمد بگذريم * حكمتى تازه ، از آن سرور بخاطر بسپريم
1 آن كه پيغام ترا با خود بمردم مىبرد * لازم آيد تا بحدّى بهره يابد از خرد