غصّهها نسبت به اندوه تو ما را سهل بود * ( مرگ تو ما را بسى اندوه و رنج و غم فزود )
غصّههاى بعد هم در اين زمينه كمتر است * ليك ، با مرگ تو ما را خاك حسرت بر سر است
دل غمين شد ( ناهيا ) غم روى غم شد رويهم * با وفات مصطفى ( ص ) درد و الم شد رويهم
حكمت 285 قال عليه السّلام : ( در زيان همنشينى با احمق )
دقّتآور بيشتر در انتخاب همنشين * ورنه پنهان است جانا غول حسرت در كمين
1 همنشين احمقان هرگز مباش و هوشدار * اين سخن را از على ( ع ) مولاى عالم گوشدار
او كند روى جهالت كارها را جلوهگر * تا مگر در بين خلق آيد ، مزّين در نظر
كارهاى خويش را زينت نمايد پيش تو * ( تا بدينسان خوى او زيبنده آيد پيش تو )
دوست دارد كه تو هم باشى به خصلت مثل او * از تو خواهد تا نمائى راه او را جستجو
همنشين خود گزين از اهل بينش ( ناهيا ) * عاقلان را اين بود طرز گزينش ( ناهيا )
حكمت 286 قال عليه السّلام : از حضرت ، ( مساحت ما بين مشرق و مغرب را پرسيدند )
مردى از اصحاب او پرسيد روزى از امام ( ع ) * ( اى جهان را محور و الگو و ، هادى بر انام
( اى رسول مصطفى ( ص ) را صهر و يار و نور عين ) * در مسافت چند باشد طول بعد مشرقين ؟
در ازاء آن سخن ، اين گونه فرمود آن جناب * بر اساس پاسخ اقناعى او اين جواب
1 طول راه سير خورشيد است روزى در فضا * ( مرد راضى شد ز لطف آن امام مقتداء )