تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
غصّه‌ها نسبت به اندوه تو ما را سهل بود * ( مرگ تو ما را بسى اندوه و رنج و غم فزود ) غصّه‌هاى بعد هم در اين زمينه كمتر است * ليك ، با مرگ تو ما را خاك حسرت بر سر است دل غمين شد ( ناهيا ) غم روى غم شد رويهم * با وفات مصطفى ( ص ) درد و الم شد رويهم

حكمت 285 قال عليه السّلام : ( در زيان همنشينى با احمق )

دقّت‌آور بيشتر در انتخاب همنشين * ورنه پنهان است جانا غول حسرت در كمين 1 همنشين احمقان هرگز مباش و هوشدار * اين سخن را از على ( ع ) مولاى عالم گوش‌دار او كند روى جهالت كارها را جلوه‌گر * تا مگر در بين خلق آيد ، مزّين در نظر كارهاى خويش را زينت نمايد پيش تو * ( تا بدين‌سان خوى او زيبنده آيد پيش تو ) دوست دارد كه تو هم باشى به خصلت مثل او * از تو خواهد تا نمائى راه او را جستجو همنشين خود گزين از اهل بينش ( ناهيا ) * عاقلان را اين بود طرز گزينش ( ناهيا )

حكمت 286 قال عليه السّلام : از حضرت ، ( مساحت ما بين مشرق و مغرب را پرسيدند )

مردى از اصحاب او پرسيد روزى از امام ( ع ) * ( اى جهان را محور و الگو و ، هادى بر انام ( اى رسول مصطفى ( ص ) را صهر و يار و نور عين ) * در مسافت چند باشد طول بعد مشرقين ؟ در ازاء آن سخن ، اين گونه فرمود آن جناب * بر اساس پاسخ اقناعى او اين جواب 1 طول راه سير خورشيد است روزى در فضا * ( مرد راضى شد ز لطف آن امام مقتداء )