يا اشعث : در مقابل شكيبائى اجر و پاداش دارى و در برابر جزع جرم و گناه ( پس بهتر بينديش )
2 گر شكيبائى كنى و صبر ورزى روى كار * در مقابل اجر دارى ، در قضاء كردگار
ور جزع بر پا كنى و رو بتابى از شكيب * ضمن انجام گناه از اجر مانى بىنصيب
اين پسر از هر جهت شادت نموده يابن قيس * حال آنكه مر ترا آزار بوده يابن قيس
مرگ او ديوانه وارت كرد و بر غم برفزود * حال آن كه بر تو كانى از جزاء خير بود
پس سزاوار است در اندوه باشى بردبار * حاصل آيد در ازاء آن ثواب كردگار
در مصيبتها شكيبائى كليد مشكل است * ( ناهيا ) اين فيض يا بى كار مرد عاقل است
حكمت 284 قال عليه السّلام : ( در عظمت وفات حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله )
بار ديگر باز شد باب مصيبت روى ما * حملهها آورد جند بىپناهى سوى ما
( خواند مولى در سر قبر رسول مصطفى ( ص ) * بر روانش صد درود و صد تحيّت از خدا )
( آن زمان كه دفن مىشد آن رسول پاكباز * اين كلام دلپذير و اين حديث دلنواز )
1 صبر نيك است و شكيبائى جميل و دلنشين * از تو امّا سخت باشد اى رسول نازنين ( ص )
زشت باشد همچو بيتابى به مرگ هر عزيز * ليك ، از تو بد نباشد گر چه باشيم اشكريز
( چون كه حضرت بود ما را اصل دين و پيشوا * پس ندارد گريه و زارى ، قباحت بهر ما )
( اين همه بيتابى ما همّت آرد بر وجود * تا كه ما پاينده ، سازيم آرمان را در وجود )
( ياد گردد از سجايا و خصال نيك او * بر چنين ثلمه ، شكيبائى نخواهد شد نكو )
يا رسول اللّه : اندوهى كه در پى وفات تو بما وارد گشت بسيار بزرگ است
2 رنج و ايذائى كه ما را در فراقت وا رسيد * بود كوهى از مصيبت كه براى ما رسيد