تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
ابو ذر مردى بود ، به ظاهر ، ضعيف و مستضعف ، ولى در زمان اقتضاء با گروهى معادل و برابر
4 بود مردى بردبار ، امّا ضعيف و ناتوان * درد مردم كرده بود او را نحيف و ناتوان او بسى درد آشنا بود و زمان را شير مرد * زردى رخسار مردم ، كرد او را روى زرد ليك ، هنگام نبرد و وقت كار و كارزار * در ميادين مثل شير شرزه بود و همچو مار 5 ( گر نزاعى داشت با فردى ز روى اختلاف ) * حجّت و برهان نمىآورد او را از خلاف تا كه مىبردند با هم پيش قاضى احتجاج * نزد او مىگفت برهان را به قدر احتياج ( بر درستى ، اين دليلى هست روشن چون قمر * پيش صاحب رأى ، از انديشه‌هاى معتبر 6 بر كسى هرگز نزد داغ ملامت بر جگر * بلكه او را كرد طورى بر خطايش ديده‌ور صحنه‌اى مىساخت او را يا كه نقشى مىكشيد * تا بدين رفتار نيكو اعتذارش مىشنيد 7 گر گرفتارى مر او را بود و دردى در وجود * شكوهء خود را ز خويش و غير ، پنهان مىنمود جز زمانيكه به بهبودى و صحّت مىرسيد * ( يعنى از آزار و زحمت بر فراغت مىرسيد )
جناب ابو ذر ، بر گفتار خود عامل بود و قول و كردارش با هم متعادل
8 عامل گفتار بود و بر تعهّد پايبند * در گزاف و هجو مىزد بر زبان خويش بند آنچه را كه در زبان مىگفت مىشد ملتزم * تا كه آن را در عمل گيرد بطور منسجم گر بكاريكه به انجامش نيالوده است دست * بر كسى هرگز نمىگفت آن زعيم حق پرست 9 گر برايش بود قاهر ، دست سلطه در كلام * در سكوت امّا نبود او را مقدّم هيچگاه 10 بر شنيدن بود احرص تا افاده با بيان * استفاده بود او را پر بهاتر تا بيان 11 روبرو ميشد اگر ، اندر زمانى با دو كار * مىنمود آنچه ز اهواء دور تر بود اختيار با هواى نفس اگر سازنده بود و سازگار * آن زمان ديگر مخالف بود با آن آشكار 12 بر شما باد اخذ اين اخلاق شايان در حيات * ( تا بود اخلاقتان مقبول يزدان در حيات ) خود فرا گيريد آنها را ز روى اشتياق * ( بلكه يابد عقل انسانى ز اميال استباق ) جانب آنها ز روى عشق و رغبت رو نهيد * ( مىشوند اهل خرد از اين سجايا مستفيد )