( آنچه داده خالق عالم براى آدمى * مىستاند بىبهانه ، روزگارش دردمى )
زين جهت ، صاحبدلان پابند دنيا نيستند * ( ناهيا ) آنان كه دل بستند بينا نيستند
حكمت 279 قال عليه السّلام : ( در مورد قضا و قدر )
تا نپرسيد اى عزيزان از قضاء و از قدر * بىجهت خود را نيازاريد ، در اين رهگذر
از على ( ع ) پرسيد آن را نكته سنجى هوشيار * در جواب او چنين فرمود امام بردبار
( آخر اين راه خطرناك و طريق پرخطر * سالكان را مىكند در بحر حيرت غوطهور )
1 ناهى قصد شمايم مر شما را رهنمون * اين ره تاريك را مردى نرفته تاكنون
( غول گمراهى بسى هستند در اين رهگذار * كس نرفت الّا كه او بر شبهه افتاد آشكار )
پس شما اى بندگان ، از اين طريق پر خطر * امتناع ورزيد ، از روى درايت ، از گذر
همچنان بحريست مواّج و بدون انتهاء * ( بر حذر باشند غوّاصان ماهر از شنا )
( غرقه مىگردند در انديشههاى مختلف * لازم است اين نكته را باشند جمله معترف )
همچنان ، اين راز ، دارد بر خداوند اختصاص * دور و پنهان داشته از اختيار خلق خاص
( بر نيايد قدّ فردى ، راستاى اين ردا * از تكلّف دور تر باشيد در اين راستا )
درج كردم ( ناهيا ) آنچه سرودى از قضاء * پس همين علم لدنّى را نداند جز خدا
حكمت 280 قال عليه السّلام : ( در زيان نافرمانى )
بر حذر بايد ز نادانى كه دردى مهلك است * همره است آن را پشيمانى كه دردى مهلك است
( بنده گردد خوار و بيمقدار و ملعون با گناه * بيضروت نيست او را اخذ راه انتباه )