( گر ز طاعت سر بتابى كه خدايم ارحم است * پس چنين انديشه ، ارباب ادب را مبهم است )
( با وجود ترك طاعت يا تداوم بر گناه * گر خدا را مهربان دانيد ، داريد اشتباه )
( با وجود ترك واجب ، گر اميدت بر خداست * ريشهء اين فكر ناموزون و موهون در خطاست )
( پس كسى كه آشنا شد با رسول ( ص ) و دين او * عتق را در عمق اعمالش نمايد جستجو )
آنچه دانستم عمل كردم يكايك ، ( ناهيا ) * با تفحصّ دقّت آوردم يكايك ( ناهيا )
حكمت 277 قال عليه السّلام : ( در سرزنش كسى كه كار را به موقع انجام نمىدهد )
( كلّ اشياء را بجاى خود نهادن بهتر است ) * كار را هنگام خود انجام دادن بهتر است
1 گر كسانى را ، قضاء وادار سازد بر شتاب * ( جان ايشان لرزه گيرد از شرار اضطراب )
مهلت و امهال جويند آه و زارى سركشند * تا كه مانده ، در عبوديّت رياضت بركشند
وان كه او را با فراخى داده مهلت روزگار * كرده بر ايّام آتى ، كارها را وا گذار
با درنگ خفّتآور ، مىگذارد گام را * بر سر آرد با همين شيوه صباح و شام را
عمر را امروز و فرداها به پايان مىبرند * ( ناهيا ) طوبى كسانى را كه ايمان مىبرند
حكمت 278 قال عليه السّلام : ( دربارهء دل نبستن به خوشحاليهاى ظاهرى )
بر حذر بايد شدن جانا ، ز مكر روزگار * هر كسى را سرنوشتى داده در خود استتار
1 خلق ، فردى را نگفته خوش به حال او ، مگر * روزگارش روز نامأنوس دارد مستتر