( عقل را امّا چنين سهو و تحاشى كمتر است * صامت و مبهم به پيش او عيان و اظهر است )
( عقل را كمتر بود در راه تشخيص ، اشتباه * مر ترا هادى بود اين رهنماى بيگناه )
( زين جهت گفتار نادان را نباشد اعتبار * انتظار از وى نباشد جز كه گويد اين قرار )
( نيست برهانى فراتر ، مثل ديدن با عيون * ( عقل هادى ، پس كجا باشد به نادان رهنمون ) ؟
گر خدا ما را نمىبخشيد چيزى جز خرد * ( ناهيا ) بس بود گر بوديم زنده تا ابد
دو نفر با هم محاوره مىنمودند يكى گفت من كه خدا را نمىبينم دليلى بر وجود او ندارم . آن ديگرى گفت آيا تو عقل دارى ؟ گفت آرى : گفت برايم نشان بده : گفت امكان ندارد . چون ديده نمىشود ، آن ديگرى گفت ، چون ديده نمىشود پس تو عقل ندارى . بلى ؟
حكمت 274 قال عليه السّلام : ( در پيروى از پند و اندرز )
بحر مواّج هدايت ، هديه دارد پر بها * گوهر ارشاد و درّ پر بهاى اعتلاء
1 پردهاى افتاده ما بين شما و موعظه * باز مىدارد شما را از دعا و موعظه
حائل غفلت كه ما بين شما و پندهاست * چون كمند است و در آن بر دست و پاتان بندهاست
گر شما اين بندها را از ميان بر داشتيد * بر نجات خويشتن بذر رهائى كاشتيد
( ناهيا ) از پند آن حضرت گرفتيم ارمغان * جملگى زنجير شهوت را بريديم از ميان