تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
( عقل را امّا چنين سهو و تحاشى كمتر است * صامت و مبهم به پيش او عيان و اظهر است ) ( عقل را كمتر بود در راه تشخيص ، اشتباه * مر ترا هادى بود اين رهنماى بيگناه ) ( زين جهت گفتار نادان را نباشد اعتبار * انتظار از وى نباشد جز كه گويد اين قرار ) ( نيست برهانى فراتر ، مثل ديدن با عيون * ( عقل هادى ، پس كجا باشد به نادان رهنمون ) ؟ گر خدا ما را نمىبخشيد چيزى جز خرد * ( ناهيا ) بس بود گر بوديم زنده تا ابد
دو نفر با هم محاوره مىنمودند يكى گفت من كه خدا را نمىبينم دليلى بر وجود او ندارم . آن ديگرى گفت آيا تو عقل دارى ؟ گفت آرى : گفت برايم نشان بده : گفت امكان ندارد . چون ديده نمىشود ، آن ديگرى گفت ، چون ديده نمىشود پس تو عقل ندارى . بلى ؟

حكمت 274 قال عليه السّلام : ( در پيروى از پند و اندرز )

بحر مواّج هدايت ، هديه دارد پر بها * گوهر ارشاد و درّ پر بهاى اعتلاء 1 پرده‌اى افتاده ما بين شما و موعظه * باز مىدارد شما را از دعا و موعظه حائل غفلت كه ما بين شما و پندهاست * چون كمند است و در آن بر دست و پاتان بندهاست گر شما اين بندها را از ميان بر داشتيد * بر نجات خويشتن بذر رهائى كاشتيد ( ناهيا ) از پند آن حضرت گرفتيم ارمغان * جملگى زنجير شهوت را بريديم از ميان
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 498 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى