تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩

حكمت 275 قال عليه السّلام : ( در نكوهش افراط و تفريط )

دور باش همواره از افراط و تفريط اى جوان * اين ذميمه آورد ، بند جهالت بر ميان ( پس چنين فرموده ما را آن امام بردبار * تا نمايد اقتصاد هر جوان را استوار ) 1 مىكند نادان‌تان از روى جهل و اهتمال * كارها را خارج از تعديل و بيرون از روال كار را افزون نمايد ، تا فراتر از توان * ( فكر تعديل و توانكاوى ندارد در گمان ) مىكند داناىتان روى درنگ و اقتصار * كارهايش را بفرداهاى ديگر وا گذار ( هر دو دور افتاده هستند از گروه قافله * بسكه دارند از هدات و رهنمايان فاصله ) ( آن يكى تندى نموده اوفتاده در جلو * وين يكى كندى كه گويا باز مانده در گرو ) آن يكى اصرار مىورزد مداوم بر گناه * با اميد اين كه معفوّ است آنها بر إله ) ( وين يكى هم توبهء خود را به تأخير افكند * چون كسى كه خود بپاى خويش زنجير افكند )
در نسخه‌هاى ديگر ، حضرت از جاهل ، فقط به عنوان مفرط و مفرّط نام برده است
شيوهء جهّال‌تان افراط و تفريط است و بس * ضمن انجام كبائر توبه را افكنده پس جرم كم كن ( ناهيا ) گر هم نمودى توبه كن * گر ز غفلت بر معاصى ره گشودى توبه كن

حكمت 276 قال عليه السّلام : ( در اينكه علم ، راه عذر را مىبندد )

پاى پيش‌آور ، ز اهمال و تعلّل دور باش * گر نيارى ، مر ترا گويد تعقّل ، دور باش 1 علم مىبندد به روى مرد راه اعتذار * ( با وجود علم ، خود را از بهانه دور دار )