تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧

حكمت 272 قال عليه السّلام : ( در ترغيب به طاعت )

بىهدف ، عزم سفر كردن چه دارد اعتبار ؟ * از كسى اين طرز انديشه نداريم انتظار 1 هر كه آرد بعد راه آخرت را در نظر * بيگمان آماده خواهد گشت در اين رهگذر مىدهد ايمان و تقوى را براى خود شعار * مىنمايد خويشتن را از رزائل بر كنار ( ناهيا ) ما و ترا راه درازى پيش روست * آنچه ما را سدّ راه است اين درازا آرزوست

حكمت 273 قال عليه السّلام : ( در پيروى از عقل )

بر شما پند و نصيحت مىنگارم از على ( ع ) * ارمغانى از صفا و لطف دارم از على ( ع ) 1 نيست بينائى ، بابصار و عيون جسم و جان * بلكه استبصار دل بايست ، در اين آرمان غشّ مىورزد گهى هر ديده صاحب ديده را * ( اين جفا سنگين‌تر آيد صاحبان ايده را ) 2 ليك آنكس كه ز عقل خود نصيحت خواسته * بر وجودش از مكارم ، حليه‌ها ، آراسته ( چون ، كسى كه از خردها استعانت كرده است * در امور خود حقيقت ، بر وجود آورده است ) ( آنكسى كه از خردها جست راه انتباه * در امان بيمه باشد از هجوم اشتباه ) ( بهر تشخيص حقايق ، عقل باشد رهنما * حسّ را چندان نباشد جايگاه اعتلاء ) ( اى بسا محسوس ، كز آن نيست نام معتبر * واى بسا معقول ، كز محسوس باشد زنده‌تر ) ( اهل حكمت زين جهت تثبيت كردند اين مقال * كز يقينيّه ، توان دادن به معقول انتقال ) ( در مظنّه بسكه حكم حسّ باشد اشتباه * زين جهت محسوس را ميدان نباشد در گواه ) ( خردها گاهى بزرگ آيند ما را در نظر * يا بزرگ ، هنگام رؤيت كوچك آيد در بصر ) ( يا تحرك يافته ، ساكن نمايد در عيون * يا كه ساكن در نظر جنبنده آيد بر عيون )
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 497 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى