تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
عمر مصمّم گشت و دربارهء آن از على عليه السّلام پرسيد .
از عمر ما را رسيده اين حكايت اين خبر * از حكات « 1 » بىريا و از روات معتبر انجمن تشكيل گرديد و عمر هم در ميان * تا كه بحثى اوفتاد از حلى « 2 » كعبه بر ميان كثرت و بسيارى زيور كه اندر كعبه بود * انجمن را كرد بر تصريف آنها وا نمود قومى از ايشان چنين گفتند جدّى بر عمر * گر كنى صرف جيوش خويش ، افتد معتبر آن زمان اجرش زياد است و ثوابش بيحساب * ( گر تقبّل كرده باشى بهره يا بى از ثواب ) كعبه زيور را چه خواهد در كف و ديوار و در * ( در كف و ديوار كعبه نيست فرق سنگ و زر ) ( حاصل آمد بهر ايشان اين نتيجه از نشست ) * تا عمر در اين خصوص اقدام جدّى كار بست ليك قبلا در خور اين كار ، پرسيد از امام ( ع ) * تا امام از راه استدلال فرمود اين پيام
امام ( ع ) با استناد به قرآن و شريعت نبوى پاسخ عمر را فرمود
1 آنزمان كه نازل آمد وحى منزل بر نبى ( ص ) * ( آن نشد كه بهر او ناگفته ماند مطلبى ) بود ، دارائى همه ، در وحى منزل چارجور * ( جملگى هرگز نبودند از حدود شرع دور ) اوّلى مال مسلمانان كه بعد از مرگشان * منقسم كرده برسم خويش بين وارثان دوّمى فى « 3 » است آنچه حاصل آمد از نبرد * با اصولى در ميان مستحقّين بخش كرد سوّمى خمس است و جايش را معيّن كرده است * ( حكم آن را نيز در مكتب مدّون كرده است ) چارمى انواع بخشش ، مثل احسان يا زكات * جاى آن را نيز فرموده خداى كائنات زيور كعبه در آنجا بود و اكنون نيز هست * ( از تطاول حفظ فرموده رجال حق پرست ) حىّ سبحان نيز آنها را به حال خود گذاشت * حال آنكه در وجودش حال نسيان هم نداشت جاى آن بر آن وجود پاك پنهان هم نبود * صرف اگر مىكرد ، هرگز مانع آن هم نبود جاى خود باقى نهاده چون رسول و كردگار * پس تو هم با اين روش آن را بجاى خود گذار ( پس چنين گفتا عمر ، ايكاش بينا مىشديم * پيش از اين در محور اين حكم دانا مىشديم )
هامش
( 1 ) حكات حكايت كنندگان ( 2 ) حلى زيور و زينت ( 3 ) فى غنيمت
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 490 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى