حكمت 258 مردى از آن بزرگوار درخواست كه به او بشناساند كه ايمان چيست .
گوهر ايمان ثمين است و بهايش ديگر است * مرغ آن در اوج بالا و فضايش ديگر است
كرد مردى ار امام خوش مآل و خوش مقال * بر اساس دستيابى بر حقيقت يك سئوال
( تا امام از راه لطف ، او را رهاند از ملال * داد مولى بر سئوال او جواب ايدهآل
پرسشى آوردهاى از ركن ايمان بر ميان * در ميان جمع خواهم داد فردا شرح آن
1 شرح آن را خواستم ، باشد ميان اجتماع * تا كه آن را جمعى از مردم نمايند استماع
گر فراموشش نمائى آنچه گفتم بينتان * جمع ديگر لا اقّل از بر نمايند اين بيان
چون ، سخن ، فرّار باشد - از خواطر مىپرد * آن بخاطر مىسپارد وين بنيان مىبرد
سيّد رضى رحمة الّه فرمايد : آنچه حضرت در پاسخ آن مرد فرمود در حكمت شماره 30 بيان نموديم كه ( الايمان على اربع دعائم ) يعنى ايمان با چهار ستون استوار است
( حضرت سيّد رضى آن راد مرد نيك نام * شيوهاى تقرير كرده در جواب اين پيام )
( آنچه مولى بر سئوال او عطا كرد از جواب * در حديث سى نگارش داد آن را در كتاب )
( طىّ اين فرمايش مولى امام بردبار * باشد ايمان را ستون چارگانه استوار )
( راغبانرا گر عنايت بود و رأى جستجو * اين تمايل ، از دل و جان است ما را آرزو )
هر كه را باشد فروغ و نور ايمان در دلش * ( ناهيا ) پر نورتر باشد بساط محفلش
حكمت 259 قال عليه السّلام : ( دربارهء افسرده نشدن براى نيامده )
قدرتيكه بر تو داندان داد ، نانت داده است * آنچنانكه پيكر و تن داد ، جانت داده است
1 غم نبايد ، رزق فردا را كه در آن نيستى * ره نخواهد يافت بر ديوان يزدان ، نيستى