حكمت 256 قال عليه السّلام : ( دربارهء نيكى )
بشنو ايدل ، پندهاى حكمتآميز از على ( ع ) * در چنين اقدام نيكو پيش دستى كن ولى
1 با فداكارى به فرزندان مردم نيك باش * در ره خشنودى ايشان بيفزا بر تلاش
تا همين نيكى به اخلاف تو يابد انتقال * ( خوشتر آيد اين سجّيه بر خداى ذو الجلال )
( ناهيا ) مىباش بر طفلان مردم چون پدر * مىنباش از درد جانكاه يتيمان بىخبر
چون يتيمى بودى و داغ يتيمى ديدهاى * برگ زردى نيز از باغ يتيمى چيدهاى
سعدى عليه الرّحمة در بوستان آورده است
مرا باشد از درد طفلان خبر * چو در خردى از سر برفتم پدر
من از بينوائى نيم روى زرد * غم بينوايان رخم زرد كرد
حكمت 257 قال عليه السّلام : ( دربارهء سخن بزرگان و حكما )
اى بزرگان ، از بزرگان ارمغان آوردهام * صحبتى از درد و درمان بر ميان آوردهام
1 گر بود قول حكيمان بر درستى استوار * جمله دارو و شفا باشد به خلق روزگار
ورنه در راه خطا باشند و خط اشتباه * در چنين صورت نخواهد بود الّا درد و آه
بينش عالم ، به عالم نيز بينش مىدهد * در مقابل ، لغزش او نيز لغزش مىدهد
( ناهيا ) از اهل حكمت ، حكمت افزا بهر خويش * گر خطا رفتند روزى عبرت افزا بهر خويش