من دگر كارى ندارم در مصاف كارزار * با على و دشمنانش هم ندارم هيچكار
محّدث قمّى رحمة الّه مىنويسد . چون حجّاج وارد مكّه شد و ابن زياد را بدار زد .
عبد الّه ابن عمر شبانه خود را به او رسانيد و گفت دستت را بده بيعت نمايم كه رسول اكرم ( ص ) فرموده هر كه بميرد و امام زمان خود نشناسد جاهل مرده است حجّاج پاى خود را دراز كرد كه بيعت كن عبد الّه گفت ريشخند مىكنى ؟ حجّاج گفت اى احمق ، با على بيعت نكردى آيا او امام زمان تو نبود ؟
حكمت 255 قال عليه السّلام : ( دربارهء نديم پادشاه )
عرضه مىدارم ز طبع پادشاهان از امام ( ع ) * لازم است آحاد مردم نيز دانند اين پيام
1 هر كه باشد پادشاهانرا نديم و همنشين * ( بر حذر باشد ز بطشى كه نشسته در كمين )
( او مثالا بر كسى ماند كه از جان سير گشت ) تا به جائى كه دليرانه سوار شير گشت
جمله مردم غبطه مىدارند او را در مقّام * ليك او آگاهتر بر موضع خود از انام
كاين مقام او را چه اندازه هلاكت گستر است * در سلاطين ( ناهيا ) انگيزههاى ديگر است
در گلستان سعيد در اينمورد آمده است - ( مثال ناقص بر كامل است ) از تلّون طبع پادشاهان بر حذر بايد بود كه گاهى به سلامى پرخاش كنند و زمانى بدشنامى پاداش دهند .