تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
در نخيله وا رسيدند اهل كوفه بين راه * ( يا على تنها كجا اى جمع ما را قبله‌گاه ) ؟ يا على ما جملگى از تو حمايت مىكنيم * اندرين معضل ، بجاى تو كفايت مىكنيم پس على در ذم‌ّشان ايراد فرمود اين سخن * ( شيعيانرا هر زمان غم بر دل اندود اين سخن ) 1 از سويداء درون سوگند خوردم بر خدا * ( اين سخن را بر شما ايراد دارم بىريا ) از زيان خود مرا هرگز نداريد اكتفاء * اكتفايم از زيان غير باشد از كجا ؟ گر رعايا از ملوك خود شكايت مىنمود * اين طريق داد خواهى بين ايشان رسم بود آن شكايت را ولى من از رعيّت مىكنم * اضطرارا گر چه با آنها معيّت مىكنم مثل اينكه من رعيّت ، ليك ايشان قاده‌اند * يا مرا فرماندهان ، فرمانبرى را داده‌اند
سيّد رضى رحمة الّه عليه در اين زمينه فرمايد .
( خطبه‌اى بود اين مقال عبرت آور بس دراز * از ميان ، گلچين نموديم اختيارا اين فراز ( تا كه چندين خطبه را داديم با آن ازدياد * ضمن آنها خطبه‌اى بود و مسمى بر ( جهاد ( خطبه 27 ) ( چون امام اين خطبه را فرمود قائم شد دو تن * تا يكى گفتا به عنوان وظيفه اين سخن ) ( يا على من مالكم بر نفس خويش و بر اخا * ما به خدمت حاضريم هر امر دارى مرحبا ) ( در جواب ، اين گونه فرمود آن امام مستعان * سرور آزادگان ، قطب زمين و آسمان ) ( با دو كس ممكن نباشد دستيابى بر مراد * بر اقلّيت در اين معضل نشايد اعتماد ) ( ناهيا ) ايشان مريدانند امّا صد دريغ * بر زمين باران نمىبارد به چندين پاره ميغ
4 / 11 / 78 شمسى

حكمت 254

گفته‌اند كه حارث ابن حوط نزد امام على آمد و گفت آيا به من گمان مىبرى كه گمان دارم اصحاب جمل ( طلحه و زبير و عايشه ) بر ضلالت بوده‌اند .
داستانى گويم از قعر زمانه ، اى جوان * بهر انسان باشد از عبرت نشانه ، اى جوان
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 483 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى