و حقائق نيز جمع حقّه است كه هر دو بيك مفهوم و معنى بر مىگردند .
( حقّ و حقّه ، از حقاق است و حقائق همچنان * در معانى باز مىگردند با هم سوى آن )
( در حقيقت هر دو با هم يك روايت بودهاند * هر دو با هم بهر همديگر رواج افزودهاند )
( آنچه را كه ما بيان كرديم و دقّت داشتيم * بذر تشبيهات را در ذهن مردم كاشتيم )
( آن طريقى كه به خود كرديم آخر انتخاب * طىّ آن آسودهتر بوديم از هر اضطراب )
( اشبه « 1 » آمد اين طريق ما عرب را در نظر * زان طريقى كه به خود پنداشتندى معتبر )
( دخترانرا ( ناهيا ) كافيست آخر اين كمال * از امام خود بياموزيد اسم ايدهآل )
پايان حديث شماره 4 ، در صفحه 1204 نهج البلاغه .
و عليك صلوات المصلّين يا امير المؤمنين .
حديث 5 قال عليه السّلام : ( دربارهء ايمان )
گوهر ايمان ز هر گوهر فراتر بود و هست * اين گرامى گوهر از هر چيز برتر بود و هست
1 ظاهر آيد در قلوب ، آثار ايمان ابتداء * با نشان نقطهء بيضاء و تابان ، ابتداء
هر چه ايمان يابد اندر دل توان انتهاض * با همان اندازه افزونى رساند بر بياض
هر قدر ايمان پذيرد در دل اندر اعتبار * نقطهء بيضاء « 2 » دل هم مىپذيرد اقتدار
سيّد رضى رحمة الّه مؤلّف نهج البلاغه ، مزيد بر اين حديث شريف فرمايد
( لمظه « 3 » همچون نقطه باشد در دل اندر جلوهدار * نقطهء صاف و درخشان و منّور ، جلوهدار )
هامش
( 1 ) اشبه شبيهتر
( 2 ) بيضاء به عربى ، سفيد و سفيدى
( 3 ) لمظه نقطهء سفيد در روى قلب