تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
( لفظ نابودى به كار آورده مولا از نزاع * تا مگر نابود گردد بين مردم انتزاع ) ( چون نزاع ، اوقات را بيگانه سازد از نشاط * مىبرد از خلق ، استقرار روح انبساط ) ( قحمة الأعراب « 1 » مأخوذ است از آن سرنوشت * جنگهائى كه پريشان كرد وضع زرع و كشت ) ( خشكسالى بر وجود آورد ، وحشت‌زا و سخت * خشك مىشد برگها در زرع و شاخه در درخت ) ( قحط سالى همچنان بيداد و غوغا مىنمود * آن چنان كه دام و ثروت را از ايشان مىربود ) ( زندگانى با همين ترتيب مىرفت از ميان * تا نماند از چارپايان ، جز جلود و استخوان ) ( قحمة الاعراب را معناى ديگر نيز هست * كوچ آنها از مواطن ، بر بلاد دور دست ) ( اين شدائد ( ناهيا ) بى جا نيامد بر وجود * بلكه از بيدادى ديرينه آمد بر وجود )

حديث 4 در انتخاب شوهر براى دختر

مطلبى گويا ، در اين بحث عجيب است از امام * از حقيقت مىخورد آب لطافت ، اين پيام 1 صحبت از نصّ الحقاق « 2 » است و حقائق در بنات * آن زمان كه مىرسد اكمال ايشان بر ثبات آن زمان كه مىرسند اين تازه رويان بر كمال * ( معضل تزويج ايشان حل گردد با رجال ) پس سزاوارند خويشان ابوئى آنزمان * ( آستين بالا زنند و همّت آرند از ميان ) حقّ ايشان است اوّل امتياز اين حقاق « 3 » * ( گر نباشد بين ايشان و محارم اتفّاق )
جناب سيّد رضى در اين مورد روايت و نظرى را اضافه فرموده است بعنوان مثل
( حضرت سيّد رضى اظهار كرده اين نظر * واژه نصّ الحقائق را نموده معتبر ) ( واژه نصّ الحقائق جور ديگر نيز هست * معنى آن با همين واژه برابر نيز هست )
هامش
( 1 ) قحمة العراب قحط سالى بر باديه نشينان و سختى زندگى ( 2 ) نصّ الحقاق بحّد كمال رسيدن چيزى ( دختر ) ( 3 ) حقاق اولويّت حقّ
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 472 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى