جمع كرده در وصول آن اميد و يأس را * جاى داده در درون دل رخاء و بأس
و همچنين در اين رابطه است گفتار اعشى « 1 » شاعر معروف عرب .
ما يجعل الجدّ الظّنون « 2 » الّذى * جنب صوب اللّجب الماطر
مثل الفراتىّ اذا ما طما * يقذف بالبوصىّ و الماهر
قول اعشى در همين مضمون گواه قول ماست * اين بيان معتبر در نسل انسان پر بهاست
شاعرى بود از رجال جاهليت ، در عرب * نكته سنج و نكته پرداز و سر آمد در ادب
چاه مظنون از كجا باشد مقابل با فرات * بيش باشد فاصله از چاه مظنون تا فرات
آن زمانكه فصل نيسان است و باران در بهار * مىستاند از شناگرهاى ماهر اختيار
مىزند امواج پى در پى بنا و وناوبان * هر شناور مىشود در آن تلاطم ، ناتوان
اين مثل را گفتهاند آزادگانى از امم * تا جدايى يابد آثار بخالت از كرم
زين جهت چاه ظنون و چاه كم آب و فرات * آشكار آيند از هم ، در ميان اين نكات
جدّ « 3 » يعنى چاه كهنه در بيابان روى راه * ناهيا از آن خورند اهل بيابن گاه گاه
حديث 7 قال عليه السّلام : ( در رابطه با بدرقهء لشكر به ميدان جنگ )
گفت مولانا على مهجور باشيد از زنان * تا بحّد استطاعت ، دور باشيد از زنان
1 مىفرستاد آن زمان كه لشكرى را بر قتال * پندها فرمودشان آن پيشواى خوش مآل
اختيارا از زنان دورى كنيد و اجتناب * تا دگر پاى توانائى نيفتد بر خلاب
حضرت سيّد رضى اندرز گويد اى جوان * از على ( ع ) قطب جهان ، ارشاد جويد اى جوان
هامش
( 1 ) اعشى شبكور و نام شاعر عرب
( 2 ) ظنون در عربى وامى كه معلوم نيست وصول شود يا نه و چاه ظنون يا مظنون همان چاهى باشد كه آب دارد يا نه
( 3 ) جدّ همان چاهى كه در بيابان باشد