تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
بر خلافى گر شده در بين مردم متّهم * لازم است او را چنين باشد اراده بر قسم گر در اين گفتار باشد ادّعاء من دروغ * باشم از حول خداى خود برّى و بيفروغ چون نمود آنگه به سوگند دروغين ادّعاء * روى استعجال گردد بر عقوبت مبتلا ( زودتر گردد بسى بر قيد كيفر مستحق * پس چنين طرز قسم ، خالى نباشد از نسق )
در سوگند به خدا اگر ستمگر بگونه‌اى سوگند ياد كند كه وحدانيّت خداوند در مضمون و محتواى آن باشد در اين صورت در عقوبت او تعجيل به عمل نيايد
2 گر قسم بر آن خورد كه نيست جز او كردگار * در چنين صورت نگردد زود بر كيفر دچار چونكه او را در زبان ، سبحان و يكتا ياد كرد * لا شريك و فرد و يكتا ، بر برايا ياد كرد ( اين يمين « 1 » ديگر منافاتى ندارد با دروغ * در نظر سوگند را خالى نسازد از فروغ ) ( شارح بحرانى از مردان پاك روزگار * مىنويسد اين روايت را بيمن اعتبار ) ( مرد نمّام و سخن چين در زمان باستان * پيش منصور آمد و گفت از لطائف آنچنان ) ( طرز گفتارش نمود او را بياوه وانمود * تا كه باب هرزه گوئى را به رويش بر گشود )
نمّام تيره بخت از حضرت امام صادق عليه السّلام به منصور سخن چينى نمود اكنون فرجام كار را مشاهده مىنمائيم .
( حين صحبت ، كرد نمّامى به منصور از امام * خواند منصور آن امام پارسا را بر امام ) ( گفت مردى از تو آورده است ما را اين خبر * با تأنى گفت حضرت نيست از ما اين خبر ) ( آن سخن چين ستم پرور نيامد زير بار * نسبتش را داد آخر بر امام بردبار ) ( تا امام ( ع ) او را قسم داد آن چنان كه گفته شد * تا نمود آن هم قسم ياد ، آن چنان كه گفته شد ) ( تا قسم پايان نرفته درد فالج « 2 » بر گرفت * جاى دارد اين روايت بين مردم بر شگفت ) ( آنچنان پاهاى او شل گشت و افتاد از توان * كاحتمال صحّت آن خارج آمد از گمان )
هامش
( 1 ) يمين قسم ( 2 ) فالج فروهشتگى و فلج زدگى