تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
( پس مراد از زندگانى پاكدامن ماندن است * نى كه در ميدان و بازار اسب غارت راندن است ) 14 خلق را ترك زنا امرى مؤكّد بود و هست * قبل از اين نيز اين حقيقت ، امر ايزد بود و هست چونكه افتد با زنا بر نسل آدم اختلال * هرج و مرجى جانگزا ، يابد به انساب انتقال 15 امر بر ترك لواط است از خداى مقتدر * تا كه با قطع فساد ، انسال ، گردد منتشر 16 با شهادتها به راه انداخت نظم بهترى * تا نگردد بين خلق انكار ، حقّ ديگرى ( بر اساس آن ، تعاون بين مردم حاكم است * پايه‌اى ديگر ، ز اركان عدالت قائم است )
فرمايش معصومين عليهم السّلام اين است كه از دروغ بپرهيزيم الكذب يجانب الايمان . ( رسول اكرم ( ص ) در كتاب درج گهر )
17 حكم بر ترك دروغ است ، از خداى بردبار * تا صداقت در قلوب خلق گردد برقرار 18 ( برقرار آورد آن ، پروردگار مهربان * بين مردم شيوه‌اى از مهر و الفت جاودان ) آن سلام است و نشان چشمگيرى از امان * بر دل خلق آورد ، سلم و صفا را ارمغان 19 در امامت نظم امّت را مقدّر كرده است * طرز كار پيشوائى را مقررّ كرده است چون امامان ، ظالمانرا باز دارند از ستم * مىكنند اين جائرانرا بر تجاور متّهم 20 بر همه فرمود واجب پيروى را از امام ( ع ) * تا مقام شامخ آن جلوه يابد در انام تا نباشد بين مردم از امامت پيروى * ( ناهيا ) پايان نخواهد يافت رسم كجروى

حكمت 245 قال عليه السّلام : ( دربارهء روش سوگند دادن به ستمگر )

ظالمان بايد فرو مانند ديگر از ستم * ورنه مىباشند بر تعزير و كيفر متّهم 1 گر همى خواهيد ظالم را كند سوگند ياد * پس چنين سوگند بايد داد بر آن بد نهاد