تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
( ناهيا ) اين داستان بر مرد ظالم عبرت است * گر قبولش در نيايد درد و رنج و عسرت است )

حكمت 246 قال عليه السّلام : ( در ترغيب ، به انفاق )

دمبدم ريزد ز شاخ عمر ، برگى بر زمين * ليك ما را كو ، بدرك واقعيّت آن يقين ؟ 1 قال مولى يا ابن آدم كن وصىّ نفسك * ( خويشتن را در امان دار از گناه مهلكه « 1 » طىّ عمر خود ، وصى نفس و جان خويش باش * ( بهر فرداهاى خود ، امروز ، دور انديش باش ) ( برگ عيش قبر را پيش از ممات خود ببر * تا حيات جاودانى را بيابى پر ثمر ) ( چون كه تو دلسوزتر باشى به خويش از ديگران * جز تو ديگر كس نخواهد برد اين بار گران ) ( ناهيا ) گر مشتى از خرمن ببخشى بر فقير * به كه با دست وصى صد من ببخشى بر فقير

حكمت 247 قال عليه السّلام : ( در نكوهش تند خويى )

نرم باش و مهربان ، ما را مدارا لازم است * خوش مقال و خوشزبان ، ما را مدارا لازم است ( تند خو را كس نخواهد دوست ، آزارم مده * دست بر حنظل زدى بد بوست ، آزارم مده ) 1 بشنو ايدل ، تندخوئى نوعى از ديوانگى است * ( نرمخوئى بر ميان آور كه آن فرزانگيست تندخو ، زيرا پس از تندى پشيمان مىشود * ( لحظه‌اى بعد از افاقه « 2 » مات و حيران مىشود ( آن چنان كه فرد ديوانه پس از بهبود حال * از جنون خويش باشد ، غرق گشته در ملال )
هامش
( 1 ) مهلكه هلاك كننده ( 2 ) افاقه به هوش آمدن