( ناهيا ) اين داستان بر مرد ظالم عبرت است * گر قبولش در نيايد درد و رنج و عسرت است )
حكمت 246 قال عليه السّلام : ( در ترغيب ، به انفاق )
دمبدم ريزد ز شاخ عمر ، برگى بر زمين * ليك ما را كو ، بدرك واقعيّت آن يقين ؟
1 قال مولى يا ابن آدم كن وصىّ نفسك * ( خويشتن را در امان دار از گناه مهلكه « 1 »
طىّ عمر خود ، وصى نفس و جان خويش باش * ( بهر فرداهاى خود ، امروز ، دور انديش باش )
( برگ عيش قبر را پيش از ممات خود ببر * تا حيات جاودانى را بيابى پر ثمر )
( چون كه تو دلسوزتر باشى به خويش از ديگران * جز تو ديگر كس نخواهد برد اين بار گران )
( ناهيا ) گر مشتى از خرمن ببخشى بر فقير * به كه با دست وصى صد من ببخشى بر فقير
حكمت 247 قال عليه السّلام : ( در نكوهش تند خويى )
نرم باش و مهربان ، ما را مدارا لازم است * خوش مقال و خوشزبان ، ما را مدارا لازم است
( تند خو را كس نخواهد دوست ، آزارم مده * دست بر حنظل زدى بد بوست ، آزارم مده )
1 بشنو ايدل ، تندخوئى نوعى از ديوانگى است * ( نرمخوئى بر ميان آور كه آن فرزانگيست
تندخو ، زيرا پس از تندى پشيمان مىشود * ( لحظهاى بعد از افاقه « 2 » مات و حيران مىشود
( آن چنان كه فرد ديوانه پس از بهبود حال * از جنون خويش باشد ، غرق گشته در ملال )
هامش
( 1 ) مهلكه هلاك كننده
( 2 ) افاقه به هوش آمدن