روزها در كسب نيكيها ، نمايند اهتمام * تا رسد بوى سجاياى حميده بر مشام
در ره حاجات مردم شب نمانند از قيام * تا بر آيد حاجت آنكسكه خفته در منام
2 مىخورم سوگند بر ذات خداى مهربان * آن كسى كه مسمع او را محاط است آسمان
سمع او در استماع ، فريادها را در گرفت * ( وسعت لطف عميمش يادها را در گرفت )
( نيست آن كس كه غمى را خارج آورد از دلى ) * يا نشاط آورد بر قلبى درون محفلى
جز كه او را انبساطى آفريند كردگار * مىنهد بنيان شادى در نهادش پايدار
( معنويّت را به او اعطا نمايد از كرم * فارغ آيد از سقام « 1 » و نايل آيد بر نعم )
گر به او روى آورد اندوه و كوهى از ملال * باز دارند آن سجاياى حميده از مجال « 2 »
مهربانيها و سجاياى حميده ، محو كننده و زائل كنندهء آلام و غمهاى جانكاه است .
مىشتابند آن سجايا سوى آن غم بيدرنگ * تا كنند اندوه را پاشيده از هم بيدرنگ
آن چنان كه در سراشيب و نشيب جوى و رود * مىبرد آب روان خاشاك و خس را در ورود
پس سجايا دور مىسازد مصيبت را از آن * آنچنانكه اشتر ناآشنا را ساربان
چون نبودى با سجاياى حميده آشنا * ( ناهيا ) از دست رفت آن آشناى بىريا
لطفا براى اطلاع بيشتر به نهج البلاغه فيض الاسلام مراجعه فرمائيد
حكمت 250 قال عليه السّلام : ( در ترغيب به بخشش در راه خدا )
مستمندان را مبر از ياد تا يادت كنند * در زمان تنگدستى ، جمله امدات كنند
1 آن زمان كه تنگدستى ، دستىآور بر فقير * از فقيران محلّ و كوى و برزن ، دستگير
هامش
( 1 ) سقام مريض شدن
( 2 ) مجال جولانگاه