تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
روزها در كسب نيكيها ، نمايند اهتمام * تا رسد بوى سجاياى حميده بر مشام در ره حاجات مردم شب نمانند از قيام * تا بر آيد حاجت آنكسكه خفته در منام 2 مىخورم سوگند بر ذات خداى مهربان * آن كسى كه مسمع او را محاط است آسمان سمع او در استماع ، فريادها را در گرفت * ( وسعت لطف عميمش يادها را در گرفت ) ( نيست آن كس كه غمى را خارج آورد از دلى ) * يا نشاط آورد بر قلبى درون محفلى جز كه او را انبساطى آفريند كردگار * مىنهد بنيان شادى در نهادش پايدار ( معنويّت را به او اعطا نمايد از كرم * فارغ آيد از سقام « 1 » و نايل آيد بر نعم ) گر به او روى آورد اندوه و كوهى از ملال * باز دارند آن سجاياى حميده از مجال « 2 »
مهربانيها و سجاياى حميده ، محو كننده و زائل كنندهء آلام و غمهاى جانكاه است .
مىشتابند آن سجايا سوى آن غم بيدرنگ * تا كنند اندوه را پاشيده از هم بيدرنگ آن چنان كه در سراشيب و نشيب جوى و رود * مىبرد آب روان خاشاك و خس را در ورود پس سجايا دور مىسازد مصيبت را از آن * آنچنانكه اشتر ناآشنا را ساربان چون نبودى با سجاياى حميده آشنا * ( ناهيا ) از دست رفت آن آشناى بىريا
لطفا براى اطلاع بيشتر به نهج البلاغه فيض الاسلام مراجعه فرمائيد

حكمت 250 قال عليه السّلام : ( در ترغيب به بخشش در راه خدا )

مستمندان را مبر از ياد تا يادت كنند * در زمان تنگدستى ، جمله امدات كنند 1 آن زمان كه تنگدستى ، دستىآور بر فقير * از فقيران محلّ و كوى و برزن ، دستگير
هامش
( 1 ) سقام مريض شدن ( 2 ) مجال جولانگاه