حكمت 241 قال عليه السّلام : ( دربارهء كارهاى دشوار )
در وجود خود توانائى بياور بر وجود * تا ببينى نور استحقاق و همّت در وجود
1 افضل اعمال آن باشد كه سخت و مشكل است * ( همّتآور ، آن زمانكه پاى كوشش در گل است )
( چون كه پاداش عمل بر حسب رنج و زحمت است * مزد افزون يابد آن مردى او را همّت است
( زين جهت پيمبر ما گفت روى راستى * افضل اعمال مردم ، اصعب « 1 » آنهاستى
( ناهيا ) اعمال برتر ، با مكاره مد غماند * اى دريغا كه رعات و حافظان آن كماند
حكمت 242 قال عليه السّلام : ( دربارهء خداشناسى )
از كجا ، اى آشنايان مىشناسيد از خدا ؟ * با مجالى كه به من داديد ، گويم از كجا
هر كسى در عقل ، مقدارى شناسد از خدا * ( مبلغ صد در صد آن بر نگنجد در وعاء )
1 آنزمانكه فسخ مىگردد عزائم در امور * ( يا همى افتد قلوب شاد و مسرور ، از سرور )
گم شوند انديشهها و باز مىگردند عقود * يا كه با نقض هممم « 2 » ، تتقيص افتد در وجود
بيگمان ، دستى دگر ، در روى كار است اى اخا * پس چنين دست قوى معطوف گردد بر خدا
( كاختيار خلق را در چنگ دارد مستدام * اينكه بىتصميم او كارى نيايد از انام )
گر ز مردم نيز مىگردد عزائم جابجا * از خداوند است ( ناهى ) مىپذيرد اقتضاء
هامش
( 1 ) اصعب دشوارتر
( 2 ) هممم همّتها