كار خود را با خداى خود مگردان يكسره * رو مگردان از جوار لطف يزدان يكسره
بلكه بين خويش و او سترى بياويز از حيا * نازك هم باشد چه اشكال است باشد بىريا
( يعنى احكام و حدودش را به حدّى حفظ كن * بر تو آن چيزى كه تكليف است جدّى حفظ كن )
آنچنانكه بر تو ماند جاى صلح و آشتى * گر دمى بار ندامت بر زمين بگداشتى
( ناهيا ) تقواى اندك رستگارم كرده است * گر چه آثام پياپى دلفكارم كرده است
حكمت 235 قال عليه السّلام : ( دربارهء زيان چند پاسخ گفتن بيك سؤال )
باز ، اندرزى حكيمانه ز مولى بشنويم * نكتهء ايزد پسندانه ، ز مولى بشنويم
1 گر سئوالى از تو شد شايسته باشد ضمن آن * باز گردانى جوابى در مقابل همچنان
در موازات سئوالى ، هديه باشد يك جواب * بيش از آن ديگر نيابد بر درستى احتساب
آن زمانكه چند پاسخ هديه گردد بر سئوال * بهر طالب هيچ مطلوبى نگردد ايدهآل
( ناهيا ) پرسش كننده باز ماند از هدف * چون نياز او در اينمورد نگشته بر طرف
حكمت 236 قال عليه السّلام : ( در سود سپاسگزارى )
بهر انسان نازل آمد ، طىّ امر كردگار * إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ نيايد بر شمار
1 چون خدا را در نعم ، حقّ سپاسى مبرم است * اين وظيفه هر زمان مخصوص نسل آدم است
هر كه بر آن دل بيارد نعمتش افزون كنيم * و آن كسى كه سر بتابد از كفش بيرون كنيم