تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
( شكر نعمت ، نعمتت را صد به چندان مىكند * كفر نعمت ، آنچه دارى محو و تالان مىكند ) 1 بر حذر باش از نفار « 1 » نعمت ، ايدل بر حذر * مىكشد اين ماجرا را ، كفر نعمت بر حضر گر رميد از دست ، بس دور است آيد باز پس * از كجا بر آن اميدى هست آيد باز پس ؟ آن زمانكه نعمتى در دست دارى قدردان * ورنه ( ناهى ) در حضيض « 2 » يأس مانى بىامان

حكمت 239 قال عليه السّلام : ( دربارهء جوانمردى )

از شريفان بشنو ايدل ، نكته‌هاى دلپذير * زندگى را از جوانمردان عالم يادگير 1 يار دانا و جوانمرد از رجال پارسا * مهربانتر باشد از هر خويش و قوم و اقربا ( چونكه مهر او طبيعى و ز دل برخاسته * ليك مهر خويش گاهى با ريا آراسته ) ( ناهيا ) هر چند دل ، در نار غفلت سوختيم * از جوانمردان ولى راه وفا آموختيم

حكمت 240 قال عليه السّلام : ( در ترغيب به كار نيك )

ظنّ بد بر كس نبر ، از اين خطيئه بر حذر * انعكاس هر خطيئه نيست كس را بىخطر 1 آن كسى كه ظنّ نيكو بر تو دارد مىپذير * در خصوص قدر دانى گام مثبت پيشگير ( ظنّ او را گر بگيرى پيش مردم نادرست * ديگر آنگه ظنّ ردم از تو خواهد گشت سست ) گر گمان نيك مردم از تو گردد بر كنار * ( ناهيا ) آنگه ز عمر خود چه دارى انتظار
هامش
( 1 ) نفار گريزان شدن ( 2 ) حضيص نقطهء پائين و بيمقدار