( شكر نعمت ، نعمتت را صد به چندان مىكند * كفر نعمت ، آنچه دارى محو و تالان مىكند )
1 بر حذر باش از نفار « 1 » نعمت ، ايدل بر حذر * مىكشد اين ماجرا را ، كفر نعمت بر حضر
گر رميد از دست ، بس دور است آيد باز پس * از كجا بر آن اميدى هست آيد باز پس ؟
آن زمانكه نعمتى در دست دارى قدردان * ورنه ( ناهى ) در حضيض « 2 » يأس مانى بىامان
حكمت 239 قال عليه السّلام : ( دربارهء جوانمردى )
از شريفان بشنو ايدل ، نكتههاى دلپذير * زندگى را از جوانمردان عالم يادگير
1 يار دانا و جوانمرد از رجال پارسا * مهربانتر باشد از هر خويش و قوم و اقربا
( چونكه مهر او طبيعى و ز دل برخاسته * ليك مهر خويش گاهى با ريا آراسته )
( ناهيا ) هر چند دل ، در نار غفلت سوختيم * از جوانمردان ولى راه وفا آموختيم
حكمت 240 قال عليه السّلام : ( در ترغيب به كار نيك )
ظنّ بد بر كس نبر ، از اين خطيئه بر حذر * انعكاس هر خطيئه نيست كس را بىخطر
1 آن كسى كه ظنّ نيكو بر تو دارد مىپذير * در خصوص قدر دانى گام مثبت پيشگير
( ظنّ او را گر بگيرى پيش مردم نادرست * ديگر آنگه ظنّ ردم از تو خواهد گشت سست )
گر گمان نيك مردم از تو گردد بر كنار * ( ناهيا ) آنگه ز عمر خود چه دارى انتظار
هامش
( 1 ) نفار گريزان شدن
( 2 ) حضيص نقطهء پائين و بيمقدار