تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
5 آنكه او را حبّ دنيا در دل اندر تاب خورد * ( او فقط از چشمه‌هاى نااميدى آب خورد ) قلب او معقود خواهد شد ز دنيا بر سه چيز * ( تا چه خواهد بود از آنها به روز رستخيز ) 1 آه و غمّى كه نخواهد بود از آن منفصل * ( يا كند از خويشتن بر شخص ديگر منتقل ) ( چون اگر چيزى نيابد درد نادارى كشد * ( ورنه ) يابد نيز ، اندوه نگهدارى كشد ) 2 دوّمى حرصى كه از وى بر نخواهد داشت دست * ( پاى او را از گريز ناگهانى سخت بست ) ( قلب او را گاه و ناگه ، بر كشاكش وا نمود * تا به جائى كه به او راه ضلالت بر گشود ) 3 سوّمى آينده مشحون و لبريز از اميد * ( صحنه‌هائى كه براى خويش در احلام ديد ) ديدنيهاى فراوان و مزّين با امل * مىرسد آيا به اين آمال واهى تا اجل ؟ ( ناهيا ) اين پند را بر من به آب زرنگار * تا بماند در سر گنجينهء دل ماندگار

حكمت 220 قال عليه السّلام : ( در ترغيب به قناعت و خوى نيكو )

بر خود آسان گير جانا ، با قناعت خوى گير * از امام خود پذير ، اندرزهاى دلپذير 1 با قناعت مىتوان تحصيل ملك جاودان * خيز و با مردانگى همّت بياور اى جوان با سجاياى نكو ، نعمت فراوان مىشود * ( مرد كم نعمت ، پريشان و هراسان مىشود ) گر قناعت پيشه باشى ، با امارت زنده‌اى * ( ورنه با صدها پريشانى و خفّت بنده‌اى ) ( ناهيا ) آموختم خوى نكو را ، مرحبا * يافتم در زندگانى ، آرزو را مرحبا

حكمت 221 از امام ( ع ) معنى آيه 97 سوره نحل را فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً

پرسيدند
از على پرسيده شد ، از قول ربّ مستعان * آيه‌اى را كه قناعت بود اندر متن آن
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 447 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى