هر چه بخشد بر عباد خويش ، روى رحمت است * صاحب انعام و دنياى وسيع نعمت است
در نهج البلاغه در همين شماره ، مراد از دست قصير « 1 » دست بنده است و منظور از دست طويل دست خداوند ، و آنچه بوسيلهء اين دستها اعطاء مىگردد نعمت به حساب مىآيد .
( و اليدان ههنا دست خدا و خالق است * ( در تفضّل ، بعض آن بر بعض ديگر فائق است )
( آن يكى دستى كه بنده سوى بنده باز كرد * وين يكى دستى كه هستى پرورنده باز كرد )
( هر دو بخشاينده هستند اين قصير و آن طويل * هر دو بذل و فضل دارند آن كثير و اين قليل )
( آن امام خوش گهر ، با اين طريق دلپذير * فرق داده دستها را با قليل و با كثير )
نعمت معبود ، چون افزونتر آيد در شمار * زين جهت از هم جدا كرد آن امام بردبار
( نعمتى كه بنده بخشد ، ريشه دارد در فناء * نعمت ايزد ولى ، سرچشمه گيرد از بقاء )
نعمت ايزد اصيل است و ندارد انتهاء * نعمت روى زمين بر آن نموده اتكاء
بازگشت كلّ نعمتها بسويش بود و هست * آنچنانكه او ز نعمت ، در به روى كس نبست
نعمت ايزد فراوان است ( ناهى ) قدردان * ورنه از بيداد تو فرياد دارد آسمان
حكمت 225 قال عليه السّلام : ( دربارهء زد و خورد دشمن )
باز ، از كنز العجائب ، گنج گوهر شد برون * گنجهاى لعل و از گوهر فراتر شد برون
باز شد درج گهر ، از آن امام خوش سخن * تا چنين فرمود خوش ، بر نور چشم خود حسن ( ع )
1 در ميادين ، هيچ فردى را به پيش خود مخوان * گر ترا خواندند بر ميدان ، ز دشمن پس نمان
هامش
( 1 ) قصير كوتاه