شرط سوم ، اينكه ايمان جلوه يابد در عمل * ( اين بود در صحّت ايمان ، شروط مستدلّ )
( ناهيا ) كالاى ايمان ، بس گران و پربهاست * اجر مؤمن با موازين مضاعف ، با خداست
حكمت 219 قال عليه السّلام : ( در زيان بعضى از صفات ناشايست )
از درآ و محفل آرا ، پند مىگويد امام ( ع ) * باش ، در اخذ چنين پند دل آرا پيشگام
1 هر كه بر دنيا ، دل اندر غم نشاند و در تعب * دل نشانده بر قضاى كردگارى در غضب
( آنچه بر انسان مقدّر گشت و روزى از قضاء * گر به آن راضى نباشد خشم كرده بر خدا )
2 و آن كسى كه از مصيبت باب شكوه بر گشود * بيگمان ، آن شكوه را از كردگار خود نمود
شكوه از اندوه و غم در پيش غير و آشنا * در حقيقت ضعف ايمان است و ايقان بر خدا
چون چنين كس ، دست خالى مانده گويا از شكيب * در بلنداى شكيبائى فتاده بر نشيب
نصايح گهربار حضرت همچنان ادامه دارد
3 آنكه خود را بر غنى ، روى غنايش خم نمود * اعتبار دين خود را تا دو سوّم ، كم نمود
( چون اهميّت بمال ، اشكال باشد بر يقين * بر چنين اشكال ، گنجايش ندارد ظرف دين )
( بسكه او را اين تواضع نيست الّا يك خلاف * پس به او باقى نماند از دين به غير از اعتراف )
قرآن زبان گوياى حقّ ، و ترسيم كنندهء خطّ مشى انسانها
4 هر كه قرآن خواند و گردد پس از مرگ اهل نار * او نمود آيات آن را روى استحقار ، خوار
( گر همى خواند آيه را همراه و توأم با عمل * منجى او بود هنگام تلاقى با اجل )
( تالى آن گر سزاوارى نيابد بر بهشت * پس چنين ديندار ، بر بازى گرفته سرنوشت )
( تا عمل در خواندن قرآن نباشد پيشرو * تاليان را نيست ، امكان رهائى از گرو )
اخطار ، به شيفتگان دنيا و زخارف آن