تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
1 اى دريغا از حسودان زبون و تيره بخت * ( پيش يزدان ، تيره روز و پيش مردم شوربخت ) جملگى بر مسند و اموال مردم رشك بر * ليك از ابدان « 1 » خلق و تندرستى بىخبر تندرستى كه بهر كس ، نعمتى ارزنده است * پس حسود دير باور ، ديده از آن كنده است رشك بر اموال مردم بردم اكنون نادمم * ( ناهيا ) حالا بايشان صادقانه خادمم

حكمت 217 قال عليه السّلام : ( در زيان آز )

باز هم پندى ز مولاى دو عالم بشنويم * بس شنيدم اى عزيزان ، باز با هم بشنويم 1 آزمند همچون اسيران است در چنگال آز * تا توانى خويش را از خلق گردان بىنياز پيش عالم خوار و پيش ربّ عالم خوارتر * ( ناهيا ) در هر دو عالم بىوقار و زارتر

حكمت 218 قال عليه السّلام : ( در مورد آنچه از ايمان پرسيده شد )

شرح ايمان است ايدل دقّت‌آور چيست آن * بر اساس اعتقاد و اصل باور چيست آن از امام ( ع ) ، از معنى ايمان ، سئوال آمد ميان * در جواب ، آن حضرت و الا بفرمود اين بيان 1 آن ، همانا باور است و ريشه دارد در شناخت * ( خوش به حال آنكه با آن ، اعتقاد خويش ساخت ) ( اى خوشا بر آنكسى كه دل به راه آن نهاد * با چنين انديشه ، محكم كرد در دل انقياد ) شرط ديگر ، نحوّ اقرار باشد با زبان * ( تا تجلّى يابد آثار ديانت در بيان )
هامش
( 1 ) ابدان اجسام يا بدنها