حكمت 211 قال عليه السّلام : ( دربارهء بد گمانى )
اين حديث طرفه را گوش فراست بسپريد * ارج آن را در بها ، ما فوق ارزش بنگريد
1 از عدالت نيست ايدل ، حكم كردن روى ظنّ * بر كسى كه از ثقات « 1 » است و امين و مؤتمن
در حقيقت بد گمانى بر چنين كس نارواست * بد گمان را تيرهاى بدگمانى پر خطاست
( در هدايت آيههائى را ز قرآن خواندهايم * در فراز قدر آنها مات و حيران ماندهايم ) إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ « 2 » بهر انسان عبرت است * گر نداريم اجتناب از آن كمال حسرت است
ترك كردم بد گمانى را هميشه ، ( ناهيا ) * حسن ظنّم تا زند در قلب ريشه ، ( ناهيا )
حكمت 212 قال عليه السّلام : ( در نكوهش ستم )
گر چه اندرز و نصيحت ، تلخ باشد در مزاج * مانده بىآن ليك ، درد اعتقادى بىعلاج
گاهى آلام برونى نيز ، با آن كم شود * درد و دائى كه به آن دار و درمان كم شود
1 بدترين توشه ، ستم باشد بروز رستخيز * ( آن زمانكه نيست انسانرا گريزى يا گريز )
بسكه اين اندرز نيكو را ( بناهى ) كردهايد * با چنين الطاف شايان ، خيرخواهى كردهايد
حكمت 213 قال عليه السّلام : ( در ترغيب به چشم پوشى )
از كرامت صحبت است ايدل كريمان را بگو * بهر خود با وصف مولى كسب كردند آبرو
1 از خصال نيك هر مرد كريم و بردبار * چشم پوشى باشد از عيب رجال روزگار
هامش
( 1 ) ثقات مردان مورد وثوق
( 2 ) سورهء حجرات آيهء 12