تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
1 با دگرگونى قلوب خلق گردد آشكار * ( از امامت مانده است اين نكته ما را يادگار ) ( مرد ، در تغيير حالات زمان و روزگار * در عملها چهرهء خود را نمايد آشكار ) عيب و حسن گوهرش ، مشهود گردد بر انام * ( ناهيا ) معلوم گردد ، از كجا و از كدام ؟

حكمت 209 قال عليه السّلام : ( دربارهء رشك بردن )

اى نصيحت ، بس عزيزى ، عزّتم كردى زياد * طالبان خويش را تقوى فزودى در نهاد 1 دوست گر بر دوست دارد رشك اندر قلب خويش * دوستى را در قفا ، نقصان و بيماريست بيش ) ( از جهات اينكه او را نيست صدق دوستى * گر بپرسى نيز گويد چيست صدق دوستى ) ( دوست آن باشد كه آنچه بر مراد نفس اوست * روى رغبت بىكم و نقصان پسندد بهر دوست ) ( اين صفت با رشك و امثالش نباشد سازگار * اى برادر خويشتن را از حسادت باز دار ) گر حسد را ( ناهيا ) از سينه بيرون ساختى * مهر دلها را براى خويش افزون ساختى

حكمت 210 قال عليه السّلام : ( در زيان آز و طمع )

از طمع ، خود را كنار آور كه ( ذلّ من طمع ) * بر قناعت ميل افزون كن كه ( عزّ من قنع ) 1 اكثر جاها كه عقل آنجا بغايت گشت خوار * جايگاه حرص و آز است اى برادر هوش دار ( در فضائى كه طمع در آن جناح انداخته ) * غول لعبت ، عقل را بر سر رماح انداخته ) آدمى را ( ناهيا ) در زندگانى غول آز * سخت ، بر خاك مذلّت مىنشاند از فراز
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 441 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى