تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠

حكمت 206 قال عليه السّلام : ( در زيان مخالفت )

گر نواى خيرخواهى را شنيدى گوش‌دار * گر شنيدى و نواگو را نديدى ، گوش‌دار آنچه گويد در صلاح تست جانا رو متاب * بلكه روى شوق وافر ، بر تن آور اين ثياب اختلاف و انتزاع ، ويران نمايد رأى را * پس چنين تخدير و استيهان ، « 1 » نشايد رأى را ( آنكه با آراء سودآور نباشد سازگار * بين خلق ، انديشهء او را چه باشد اعتبار ) باز پندم مىدهى با خير خواهى ، يا على * بر تو قربان است اكنون ، جان ( ناهى ) يا على ( ع )

حكمت 207 قال عليه السّلام : ( دربارهء گردنكشى )

باز هم ، احدوثه‌اى « 2 » فرمود ما را بوتراب * شاد گشتيم اى خدا ، دلشاد گردد آن جناب 1 آنكه در دنيا به ظاهر بر نوالى دست يافت * در نظر گويا كه بر بخت و تعالى دست يافت راه عصيان در نورديد و تفضّل پيشه كرد * با غرور و عجب ، در خاك تغيّر ريشه كرد غير از آنكس كه غشائى از تواضع در تن است * در چنين كس ( ناهيا ) ايمان ، بوجه احسن است

حكمت 208 قال عليه السّلام : ( در تبديل حالات )

اى نصيحت ، مجد را در خلق ، افزون ساختى * فكر نامطلوب را از قلب بيرون ساختى يا على ، ما را به اندرزى دگرگون ساختى * سينهء ما را بدين ترتيب ، مشحون ساختى
هامش
( 1 ) استيهان سستى خواهى ( 2 ) احدوثه‌اى سخن تازه