تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
( اقتضاء عقل ، آن باشد كه گيرد خوى نيك * بر اساس آن شناسد كردگار لا شريك ) ( ليك ، خود بينى جلوگير است بر اين مسئله * تا نياموزند خلق ، از دين و آئين مسئله ) ( ناهيا ) از عجب ، چندى مشت و سيلى خورده‌ام * ليك با اعمال توبه ، ره بتقوى برده‌ام

حكمت 204 قال عليه السّلام : ( در بىاعتنائى به گرفتاريهاى دنيا )

بشنو اندرز امام خويش و از آن سر مپيچ * ور نه خواهد بود جانا ، محتواى عمر ، هيچ 1 دست بردار از خس و خاشاك ، ايدل غم مدار * سينه را هرگز نياور چاك ، ايدل غم مدار ديده پوش از حبّ دنيا و حقيقت را نگر * ور نه خواهى ماند در آن بىنصيب و خيره سر ( زرق و برق دهر را بىاعتنا باش اى جوان * پيش از اينكه بر تو گيرد خشم و پرخاش اى جوان ) بهره گير از عمر ( ناهى ) بر ظواهر دل مباز * از عدم بر جاودان ره مىگشائى ، پيش تاز

حكمت 205 قال عليه السّلام : ( در سود نيكخواهى )

خواجه حافظ شيرازى رحمة إله
درخت دوستى بنشان كه كام دل ببار آرد * نهال دشمنى بر كن كه رنج بيشمار آرد 1 هر كه را در زندگى نرم است چوبش در درخت * شاخه‌هاى او فراوان است و برگ و سر درخت هر كه را باشد سجاياى حميده در نهاد * مىپذيرد يار و خواهانش ، بگرمى ازدياد ( خوى نيكو ، نيك بختى آفريند ، مر ترا * ليك ، خوى زشت ، سختى آفريند مر ترا ) دوستانت ( ناهيا ) با خوى نيكو محرم‌اند * زين جهت در بين خود از باب الفت با هم‌اند
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 439 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى