تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
1 جود و بخشش حافظ اعراض « 1 » خلق عالم است * ( آب اين محموده « 2 » بر زخم درونى مرهم است ) ( مردم از بخششگران ، خشنود باشند هر زمان * عرض ايشان زين جهت ماند هميشه در امان ) 2 بردبارى ، مانع نادان ، ز نادانيستى * ( رادع هر مرد نادان ، از پريشانيستى ) ( مىنمايد هرزه گوئى را ز نادان بر كنار * آنچنانكه دور از آن باشند قوم بردبار ) 3 عفو ، باشد در مقام خود ، زكاتى بر ظفر * ( اى ظفرمند ، اين حقيقت را بياور در نظر ) 4 دورى از غدّار و همچون اجتناب از غدر او * مىكند غداّرها را با عوضها روبرو از رفيق بيوفا دل بر كنار آور ، چرا ؟ * با چنين انگيزه باشى با تلافى آشنا 5 مشورت در راه توحيد و هدايت رستگى است * تكيه بر رأى و روند خويش كردن ، خستگى است ( اجتناب از مشورت را آه حسرت در پى است * همره آن بار سنگين مضرّت در پى است ) 6 سختى ايّام را از خويش مىسازند دور * مردمى كه در حقيقت ، بردبارند و صبور 7 آنچه يارى مىنمايد ، بر زمان و روزگار * ( ضعف و بيتابيست جانا فرقه‌ها بر آن دچار ) ( چون زمانه ، پير كردن را سرشت خويش ساخت * خويش را با جند بيتابى فزون و بيش ساخت ) 8 بهترين نوع غنا ، تعطيل و ترك آرزوست * ( اين روّيه ، بهر مستغنى ، كمال آبروست ) 9 اى بسا عقل و خرد كه در كمند خواهش است * ( اعتبار و عزّت آن ، در روند خواهش است ) 10 از تجارب ، دستيابى بر امور نافع است * دوستى با خلق ، نوعى امتياز رافع است 11 ايمن از آن كس نباشى كه ز خود رنجانده‌اى * گر به او اسرار دل گفتى چو ( ناهى ) مانده‌اى

حكمت 203 قال عليه السّلام : ( در زيان خود بينى و خود پسندى )

خود نبين ايدل ، ولى بر خود بينديش اندكى * تا مگر از قدرت خلّاق بينى صد يكى 1 عجب را بر كن ، كه از رشك آوران عقل تست * ( خانه ويران مىنمايد ، اين عدوى تند و چست )
هامش
( 1 ) اعراض آبروها ( 2 ) محموده سقمونيا ، نام گياهى است