تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
ظلم غوغا مىنمايد ، رادعى « 1 » در كار نيست * شكوه دارم اى خدا از ظالمان روزگار با قيام قائم خود منّت‌آور بر عباد * دولت حقّه بدست او بيابد اقتدار مؤمنان را ( ناهيا ) آه تضرّع بر سماست * مىكشند اكنون به دوش خويش بار انتظار

حكمت 201 قال عليه السّلام : ( در چگونگى پرهيزگارى )

بهر جان سرمايهء ارشاد ، تقوى بود و هست * ساز و برگ محشر و ميعاد ، تقوى بود و هست 1 از خدا پرهيز بايد ، همچو پرهيز كسى * ( كاو به همّت مىكند اعمال خود را بررسى ) مىزند در راه كوشش ، دامن خود بر كمر * بوده از وابستگيها بيمناك و بر حذر خويش را از قيد نفس دون مجرّد ساخته * ( از صميم دل به كار آخرت پرداخته ) وقف كرده خويشتن را در نكوئى بر انام * شرّ او دور است از آحاد مردم مستدام پيشدستى مىكند در عمر ، بهر آخرت * شايد او را حاصل آيد اعتبار مغفرت ساعتى در فكر عقبى و مغاك مضجع است * ساعتى ديگر دوباره خوف و رعب مرجع است اينكه آيا در بهشت است و ز نعمت بهره‌ور * يا كه آيا بر جحيمش مىبرند و بر سقر ؟ دارد از پايان كار خود به سختى اضطراب * مصدر كارش چه بود و تا چه خواهد شد مآب بر حذر باش و شتاب‌آور باحسان ( ناهيا ) * عمر از ما مىرود ، تند و شتابان ( ناهيا )

حكمت 202 قال عليه السّلام : ( در پند و اندرز )

بشنو ايدل از امام خويش پندى دلنشين * پند شيرينى كه از آن شرم دارد انگبين
هامش
( 1 ) رادع مانع