3 هر كه در دل ، فيض ياب از پند دنيا مىشود * در امور اخروى دانا و بينا مىشود
آن كه بينا گشت ، فهميد آنچه خير است آنچه شر * و ان كه فهميد آشنا شد با خداى دادگر
بهرهمندم ( ناهيا ) از اين كلام بىنظير * خوان خير آماده كن از باب احسان دلپذير
حكمت 200 قال عليه السّلام : ( دربارهء دولت حقّهء آل محمّد عليهم السلام )
پندها گفتند و گفتم تا رسيدم بر دويست * اى خدا ، اين پندها از نور فيضت پرتويست
1 باز گردد سوى ما آل محمّد ( ص ) اين جهان * ضمن اينكه چهرهاى دارد عطوف و مهربان
آن چنان كه باز گردند اشتران گازگير * جانب نوزاد خود ، هنگام ناله ، وقت شير
( ضمن اين تمثيل زيبا آن امام خوش مقال * گفت ما را از كتاب آسمانى اين مثال )
( خواند ما را آن امام ، از متن مصحف « 1 » آيهاى * بود در مضمون آن مستضعفانرا سايهاى )
وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ
« 2 »
در نظر ، اعمال منّت بر ضعيفان داشتيم * تا بدينسان وارثان اين زمين بنگاشتيم
خواستيم آنان كه بودند از ضعيفان در زمين * در جهان باشند بر ما ، جاگزين و جانشين
پيشوايان زمين باشند و راعى « 3 » بر انام * ( ناهيا ) اين دولت حقّه بماند مستدام
از مؤلفّ
در ارادهء ، اين رقم زد بندگانرا كردگار * تا نمايد ارض را بر صالحانش وا گذار
اين جهان جولانگه اشرار استكبار نيست * بلكه آن را مىسپارد دست صاحب اختيار
بندگانرا اى خدا منّت گذار و وارهان * از گزند ظالمان بر سگال و كجمدار
هامش
( 1 ) مصحف قرآن كريم
( 2 ) سورهء قصص آيهء 4
( 3 ) راعى محافظ و نگهدارنده