تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
3 هر كه در دل ، فيض ياب از پند دنيا مىشود * در امور اخروى دانا و بينا مىشود آن كه بينا گشت ، فهميد آنچه خير است آنچه شر * و ان كه فهميد آشنا شد با خداى دادگر بهره‌مندم ( ناهيا ) از اين كلام بىنظير * خوان خير آماده كن از باب احسان دلپذير

حكمت 200 قال عليه السّلام : ( دربارهء دولت حقّهء آل محمّد عليهم السلام )

پندها گفتند و گفتم تا رسيدم بر دويست * اى خدا ، اين پندها از نور فيضت پرتويست 1 باز گردد سوى ما آل محمّد ( ص ) اين جهان * ضمن اينكه چهره‌اى دارد عطوف و مهربان آن چنان كه باز گردند اشتران گازگير * جانب نوزاد خود ، هنگام ناله ، وقت شير ( ضمن اين تمثيل زيبا آن امام خوش مقال * گفت ما را از كتاب آسمانى اين مثال ) ( خواند ما را آن امام ، از متن مصحف « 1 » آيه‌اى * بود در مضمون آن مستضعفانرا سايه‌اى )
وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ
« 2 »
در نظر ، اعمال منّت بر ضعيفان داشتيم * تا بدين‌سان وارثان اين زمين بنگاشتيم خواستيم آنان كه بودند از ضعيفان در زمين * در جهان باشند بر ما ، جاگزين و جانشين پيشوايان زمين باشند و راعى « 3 » بر انام * ( ناهيا ) اين دولت حقّه بماند مستدام
از مؤلفّ
در ارادهء ، اين رقم زد بندگانرا كردگار * تا نمايد ارض را بر صالحانش وا گذار اين جهان جولانگه اشرار استكبار نيست * بلكه آن را مىسپارد دست صاحب اختيار بندگانرا اى خدا منّت گذار و وارهان * از گزند ظالمان بر سگال و كجمدار
هامش
( 1 ) مصحف قرآن كريم ( 2 ) سورهء قصص آيهء 4 ( 3 ) راعى محافظ و نگهدارنده
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 436 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى