آن زمان كه اوفتد با جاهلانش انتزاع * جانب او را نگهدارند مردم در دفاع
( ناهيا ) ما هم شكيبائيم و امّا در دفاع * داشتى در مورد ما دوستانت ، امتناع
حكمت 198 قال عليه السّلام : ( در ترغيب به بردبارى )
خوش به حال آنكه او با پند و اندرز آشناست * همّتش دورى و پرهيز از امور نارواست
1 بردبار ، ار نيستى بر خيز ، كوى آن برم * خويش را وادار كن بر بردبارى بيش و كم
آزموديم اى بسا در زندگانى از رجال * ضمن آميزش بسى تغيير داده بر خصال
( خصلتى كه بهر انسان نيست جزئى از سرشت * مىتوان آن را به دست آورد يا از دست ، هشت )
( خوى نيكو آن زمان ، بر شخص عادت مىشود * رفته رفته مايهء مجد و سعادت مىشود )
گر چه خصلت ، در نهاد شخص چيزى معنويست * ليك عادت هم براى فرد ، طبع ثانويست
( ناهيا ) تغيير و تبديل صفات نيك و بد * طالبان را هر زمان ، ميسور و ممكن مىشود
حكمت 199 قال عليه السّلام : ( در پند و اندرز )
پاى خود در بند بينى ، در قبال ترك پند * پند بشنو ، بر حذر باش ، از نكال « 1 » ترك پند
1 سود برد آنكس كه حالا بر حساب خود رسيد * و آنكه غافل گشت ، گردد بىنصيب و نااميد
2 آنكه دارد ، در دل اندرز ، خوف ربّ منتقم * باشد او را در نجات رستخيزش ملتزم
هامش
( 1 ) نكال عذاب و گرفتارى آخرت