تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤

حكمت 195 قال عليه السّلام : ( در ترغيب به نيكوكارى )

اى نصيحت ، از حقيقت آگهم كن آگهم * از خدا و از طريقت آگهم كن آگهم 1 گر نكوئى كردى و از كس نديدى امتنان * مايهء خوددارى از احسان نباشد در نهان ( پس ، تو از نيكى و احسان دست بر گردن مبند * تا ترا در آن ببخشايند اجرى سودمند ) خير و نيكى كن ، ولى اجر از خداى خويش خواه * آن كه از نيكوئيت ، سودى ندارد هيچگاه 2 آنچه خواهى يافت پاداش ، از خداى دادگر * از زيان ناسپاس افزونتر است و بيشتر گر نكو بودى ترا بود اجر نيكو همچنين * ( ناهيا ) مىدان كه ( و اللّه يحبّ المحسنين )

حكمت 196 قال عليه السّلام : ( در ستايش دانش )

بشنو اين پند گهربار و به نسيان در ميار * تا بماند اعتبار ملك جانت ، پايدار 1 پر شود گنجايش هر ظرف ، با هر محتوا * ظرف علم امّا فراتر بود از اين ماجرا راه يابد علم و دانش‌گر به سينه اندرون * با پذيرش جابجا گردد به خوبى در درون دل همى يابد ز دانش انبساط و ابتهاج * ( با علوم افتد به بازارش نشاطى از رواج ) سينه را گنجايش افزون است بهر اخذ علم * ( ناهيا ) ما را فزون بايست در اينباره حلم

حكمت 197 قال عليه السّلام : ( در سود بردبارى )

بشنو اين اندرز نيكو را ، ولى در ياد دار * بر تو و نسل تو باشد از امامت يادگار 1 اوّلين سودى كه بهر بردبار است از شكيب * آن بود كه نيست از امداد مردم بىنصيب