مىروند آنجا كه زشتى و فضاحت سر زنند * ( يا به جائى كه به انجام پليدى در زنند )
در كجا اين چهرهها رنگ تعلّم ديدهاند ؟ * ( ناهيا ) آنجا كه زشتىها تورّم ديدهاند
حكمت 192 قال عليه السّلام : ( در اينكه تا اجل نرسد زندگى پايان نپذيرد )
آن كه بر اخذ نصايح گوش واعى داشته * پرچم سبز سعادت بر سماء افراشته
حافظانى شد مقرّر ، بهر انسان از خدا * تا نگه دارند او را در ملاحم از خطا
آن زمانكه بر سراغ او شتابد پيك مرگ * ( از درخت عمر او ديگر نماند شاخ و برگ )
آن زمانكه امر ايزد مقتضى شد در قدر * حافظان را اوفتد امر حفاظت بىثمر
آدمى را عمر محدود و مقدّر ، اسپر « 1 » است * ( چون اجل او را رسيد ازهار عمرش پرپر است )
( ناهيا ) تا عمر باقى بود اجل در كار نيست * آنگهى كه بر سر آمد بر تو چيزى يار نيست
حكمت 193 قال عليه السّلام : ( در رابطه با طلحتين ، بعد از كشته شدن عثمان )
چاكر آنم كه با اندرز باشد يار من * كاش مىشد اى خدا ، اندرز گوئى كار من
1 طلحتين « 2 » آمد پس از عثمان به پيش بوتراب * بر تو بيعت مىنمائيم و اطاعت اى جناب
شرط ما دائر بر اين كه در حكومت مر ترا * مشترك باشيم ، يعنى در خلافت مر تو را
داد مولى ( ع ) در خصوص ردّ آنها اين پيام * نيست جائز در صلاح ملك ، بيش از يك امام
هامش
( 1 ) اسپر سپرده
( 2 ) طلحتين طلحه و زبير