تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
وان گهى كه بينشان افتاد گرد افتراق * جملگى خواهند بود از هم جدا و در فراق آن زمان مجهول مىمانند و قومى ناشناس * بر كسى ممكن نباشد تا شناسد بين ناس تا بشدّت بر چنين قوم كفور و ناسپاس * آشكارا بازتاب ظلم يابد انعكاس
سيّد رضى رحمة إله عليه ، تعبير ديگرى از محتويات فرمايش فوق آورده است
قوم اوباش و اراذل چون بيابند اجتماع * از زيان فعل ايشان فتنه يابند اجتماع ليك گر در بين‌شان موج جدائى اوفتاد * مردمانرا سود دارند اين گروه بر نهاد گفته شد كه ضرّ ايشان گشته بر ما آشكار * نفع ايشان چيست بر ما اى امام بردبار ؟ ( با كمى صبر و تأمّل ، آن جناب مستطاب * بر سؤال سائل خود بذل فرمود اين جواب ) باز مىگردند ارباب صناعت ، روى كار * بهره مىگيرند مردم از اكابر « 1 » تا صغار مىكشند اسباب خود معمار و بنّا بر جدار * ( بنيهء ديوار را با سنگ سازند استوار ) باز گردند همچنان نسّاج سوى كار خويش * آشپز بر مطبخ و خبّاز روى كار خويش ( ناهيا ) از فتنهء اوباش ، غوغا بر سماست * خلق را از شرّ ايشان استعاذه بر خداست

حكمت 191 قال عليه السّلام : ( باز دربارهء اوباش جنايتكار )

از اراذل بر حذر باش ، اى برومند اى جوان * در ره اصلاح خود كوش ، هر چه دارى در توان مرد جانى را بياوردند اراذل ، پيش او * ( بنگر اكنون تا چه مىگويد ، امام نيك خو ) خوش مبادا چهره‌هائى كه نديدند آنچنان * غير از اين كه در محّل ظلم و جور و افتتان
هامش
( 1 ) اكابر بزرگان