وان گهى كه بينشان افتاد گرد افتراق * جملگى خواهند بود از هم جدا و در فراق
آن زمان مجهول مىمانند و قومى ناشناس * بر كسى ممكن نباشد تا شناسد بين ناس
تا بشدّت بر چنين قوم كفور و ناسپاس * آشكارا بازتاب ظلم يابد انعكاس
سيّد رضى رحمة إله عليه ، تعبير ديگرى از محتويات فرمايش فوق آورده است
قوم اوباش و اراذل چون بيابند اجتماع * از زيان فعل ايشان فتنه يابند اجتماع
ليك گر در بينشان موج جدائى اوفتاد * مردمانرا سود دارند اين گروه بر نهاد
گفته شد كه ضرّ ايشان گشته بر ما آشكار * نفع ايشان چيست بر ما اى امام بردبار ؟
( با كمى صبر و تأمّل ، آن جناب مستطاب * بر سؤال سائل خود بذل فرمود اين جواب )
باز مىگردند ارباب صناعت ، روى كار * بهره مىگيرند مردم از اكابر « 1 » تا صغار
مىكشند اسباب خود معمار و بنّا بر جدار * ( بنيهء ديوار را با سنگ سازند استوار )
باز گردند همچنان نسّاج سوى كار خويش * آشپز بر مطبخ و خبّاز روى كار خويش
( ناهيا ) از فتنهء اوباش ، غوغا بر سماست * خلق را از شرّ ايشان استعاذه بر خداست
حكمت 191 قال عليه السّلام : ( باز دربارهء اوباش جنايتكار )
از اراذل بر حذر باش ، اى برومند اى جوان * در ره اصلاح خود كوش ، هر چه دارى در توان
مرد جانى را بياوردند اراذل ، پيش او * ( بنگر اكنون تا چه مىگويد ، امام نيك خو )
خوش مبادا چهرههائى كه نديدند آنچنان * غير از اين كه در محّل ظلم و جور و افتتان
هامش
( 1 ) اكابر بزرگان